1-10-1-5)برنامه‌ریزی فروش و عملیات اجرایی:10
1-10-1-6)حمایت از مدیریت تقاضا:11
1-11-2)تعریف عملیاتی:11
1-11-2-1)زنجیره تأمین:11
1-11-2-2)مدیریت تقاضا:11
1-11-2-3)بخش‌بندی:12
1-11-2-4)پیش‌بینی:12
1-11-2-5)برنامه‌ریزی فروش و عملیات اجرایی:12
1-11-2-6)حمایت از مدیریت تقاضا:13
فصل دوم
ادبیات ومبانی نظری وتجربی تحقیق
2-1) مقدمه15
2-2) مبانی نظری16
2-2-1) مدیریت زنجیره تأمین16
2-2-2-1) تاریخچه مدیریت زنجیره تامین18
2-2-1-2) فرایندهای اصلی مدیریت زنجیره تأمین:18
2-2-1-3) عملکردهایی برای مدیریت در برابر چالش‌های زنجیره تأمین:30
2-2-1-4) یکپارچه‌سازی31
2-2-2)مدیریت تقاضا36
2-2-2-1) اثر شلاق چرمی‌38
2-2-3) بخش‌بندی39
2-2-3-1) اهمیت بخش‌بندی بازار40
2-2-3-2) مبنای بخش‌بندی بازارهای مصرف41
2-2-3-3) معیارهای تقسیم بازار مؤثر43
2-2-4) پیش‌بینی44
2-2-5) برنامه‌ریزی فروش و عملیات57
2-2-6)رویکرد برنامه‌ریزی سود، فروش و عملیات58
2-2-7) حمایت از مدیریت تقاضا59
2-3) پیشینه پژوهش60
2-3-1)تحقیقات داخلی60
2-3-2)تحقیقات خارجی68
فصل سوم
روش اجرای تحقیق
3-1) مقدمه75
3-2) روش نمونه گیری وحجم نمونه76
3-2-1)جامعه آماری76
3-2-2)تعیین حجم نمونه77
3-2-3)روش نمونه گیری77
3-3)ابزارگردآوری داده ها:78
3-3-1)اسناد و مدارک گذشته78
3-3-2) متون ومنابع علمی78
3-3-3)اینترنت78
3-3-4)پرسشنامه78
3-4) نحوه امتیازبندی پرسشنامه:79
3-5)روایی وپایایی پرسشنامه80
3-5-1) روایی80
3-5-2) پایایی80
3-6)روش‌ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها82
فصل چهارم
تجزیه وتحلیل اطلاعات
4-1) مقدمه88
4-2) آمار توصیفی88
4-2-1) ویژگی‌های جمعیت شناختی نمونه آماری88
4-2-2)توزیع فراوانی جنسیت88
4-2-4) توزیع فراوانی سن89
4-2-5) توزیع فراوانی تحصیلات90
2-10)بررسی نرمال بودن داده ها91
4-3)آمار استنباطی92
4-3-1) آزمون فرضیات92
4-3-2) آزمون هم خطی بودن ارتباط میان متغیرها و برازش مدل رگرسیونی:95
4-3-3)مدل برازش داده شده(پیشنهادی):100
فصل پنجم
نتیجه گیری و پیشنهادات
5-1) مقدمه118
5-2) نتیجه گیری118
5-2-2) نتایج آزمون فرضیات تحقیق118
5-2-2-1) فرضیه اصلی اول118
5-2-2-2)فرضیه اصلی دوم119
5-2-2-3) فرضیه اصلی سوم119
5-2-2-4)فرضیه اصلی چهارم119
5-2-2-5)فرضیه اصلی پنجم119
5-3) پیشنهادات ارائه شده120
5-3-1) مقایسه نتایج تحقیق با تحقیقات قبلی121
5-4)پیشنهادات برای تحقیقات آتی:122
5-5)امکانات ومحدودیت ها122
منـابع123
منابع فارسی:124
منابع لاتین125

چکیده:
توانایی دریافت و تحویل به موقع تقاضای مشتریان در دنیای رقابتی امروز یک نگرانی عمده برای همه صنایع میباشد، به‌ویژه اینکه در دهه گذشته با ورود شرکت‌های بسیاری به عرصه رقابت، مدیریت تقاضا به یک دوره جدید وارد شده است. مدیریت تقاضای مشتریان یکی از مسائل معاصر است که در تلاش برای اثربخشی زنجیره تأمین مورد بحث قرار گرفته است و منظور ازمدیریت تقاضا می‌تواند به‌صورت قابلیت شرکت برای فهم الزامات و تقاضای مشتری و تعامل آنها در مقابل قابلیت‌های زنجیره‌ی تأمین تعریف و تفسیر شود. و ذکر این نکته ضروری است که مدیریت تقاضا مکمل کننده‌ی مدیریت توزیع می‌باشد و مدیریت تقاضا در پی این است که کالا را با توجه به هر شرائط زمانی و با کیفیت مناسب و با حداقل هزینه‌ی تمام شده به دست مصرف کننده‌ی نهایی «مشتری» برساند. به عبارت بهتر مدیریت تقاضا در زنجیره‌ی تأمین هدف خود را «رضایت مشتری» و ایجاد انعطاف‌پذیری و نوآوری در سازمان می‌داند. پژوهش حاضر مدیریت تقاضای مشتریان در زنجیره تأمین شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده در استان کرمانشاه و عوامل مؤثر بر آن را در میان شرکت‌های صنعتی تولیدکنندگان و توزیع کنندگان در زنجیره‌ی تأمین استان کرمانشاه مورد مطالعه قرار داده است که تعداد آن 795 شرکت می‌باشد و جامعه‌‌ی آماری ما را تشکیل می‌دهند. تحقیق به‌صورت پیمایشی صورت گرفته و حجم نمونه نیز از طریق فرمول کوکران که 384 شرکت می‌باشد به‌دست آمده است. با توزیع پرسشنامه در میان این 384 شرکت از شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده در استان کرمانشاه داده‌های تحقیق به‌دست آمده است. روایی پرسشنامه با استفاده از نظر خبرگان تأیید و پایایی آن از طریق تکنیک آلفای کرونباخ تأیید شده است. برای تحلیل داده‌های پرسشنامه از دو نرم افزار SPSS و آموس استفاده شده است. نتایج آماری بصورت آمار توصیفی و آمار تحلیلی ارائه شده است. همچنین نتایج حاصل از این پژوهش مشخص کرد که عوامل بخش‌بندی، حمایت از مدیریت، پیش‌بینی و برنامه‌ریزی عملیات و فروش به ترتیب بیشترین اثر را داشتند.

واژگان کلیدی: زنجیره تأمین، مدیریت تقاضا، پیش‌بینی، بخش‌بندی، حمایت از مدیریت، برنامه‌ریزی فروش و عملیات

فصل اول
کلیات تحقیق

1-1)مقدمه
مشتریان، امروزه، کلید موفقیت تجاری محسوب می شوند.
با تشدید رقابت در تجارت و تغییرات سریع تکنولوژیکی و نیز افزایش قدرت وحق انتخاب مشتریان، موفقیت از آن شرکت‌هایی خواهد بود که قادر باشند به‌نحو شایسته‌تری انتظارات و ارزش‌های مورد نظر مشتریان را درک و شناسایی کرده و به‌نحو مطلوب به آنها پاسخ دهند (وانگ1، 2007.(
در گذشته، مشتریان به‌ندرت خواهان یا قادر به دست کشیدن از محصول یا برند مصرفی خود بودند؛ امّا امروزه در قرن بیست و یکم، این موضوع تغییر یافته است. شرکت‌ها و برند‌ها در بازار امروزی با خصومت با یکدیگر به رقابت می‌پردازند؛ تا جایی که”حفظ سهم بازار” امری بسیار مشکل بوده و “بدست آوردن سهم بیشتر”غیرقابل تصور می‌نماید (کینینگهام، واورا، آکسوی و هنری2،2005).
در سالهای اخیر شرکت‌های زیادی به عرصه رقابت در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده کرمانشاه وارد شده‌اند و همچنین با ورود تجهیزات و تکنولوژی جدیدو تولید محصولات جدید، شرکت‌ها نه تنها جهت جذب مشتریان جدید که حتی در حفظ مشتریان فعلی و وفادار خود با چالشی جدید روبرو شده‌اند.
در این پژوهش تلاش می‌شود با توجه به اهمیـّت مشتـریان در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده به بررسی مفهـوم “مدیریت تقاضا در زنجیره تأمین” پرداخته شود، به بیان دیگراین موضوع بررسی می‌شود که چه عواملی باعث افزایش بهبود عملکرد مدیریت تقاضا در شرکت‌های صنعتی تولیدکننده و توزیع کننده استان کرمانشاه میشود.
1-2)بیان مسئله پژوهش
امروزه مدیریت زنجیره تأمین به عنوان یکی از منابع زیرساختی پیاده‌سازی کسب و کار الکترونیک در دنیا مطرح است. از اوایل دهه60 به بعد، خواست مشتری بر کیفیت بالاتر و خدمت‌رسانی سریع موجب افزایش فشارهایی شد که قبلاً وجود نداشته است. براین‌اساس فعالیت‌هایی نظیر برنامه‌ریزی عرضه و تقاضا، تهیه مواد، تولید و برنامه‌ریزی محصول، خدمت نگهداری کالا، کنترل موجودی، توزیع، تحویل و خدمت به مشتری اینک به سطح زنجیره عرضه انتقال پیدا کرده است. مسأله کلیدی در یک زنجیره تأمین، مدیریت و کنترل هماهنگی تمامی‌این فعالیت‌هاست.
رقابت بی‌امان در بازارهای جهانی امروزی، عرضه محصولات تازه با حضور کوتاه در بازار و اوج گرفتن انتظارات مشتریان، بنگاه‌های کسب و کار را به سرمایه‌گذاری و تمرکز بر زنجیره‌های عرضه خود وادار نموده است. رقابت در کسب و کار امروز دیگر میان تک‌تک شرکت‌ها نیست بلکه میان زنجیره‌های تأمین اتفاق می‌افتد. مدیریت زنجیره تأمین به ابزاری استراتژیک برای شرکت‌ها تبدیل شده تا بتوانند کیفیت را مدیریت نمایند، مشتریان را راضی نگاه دارند و با توان رقابتی باقی بمانند (بهنام اژدری و اختیارزاده،1390).
محیط جمعیتی دارای منافع بسیاری می باشد زیرا شامل مردم است و این مردم هستند که بازار را تشکیل میدهند. و اینکه جمعیت جهان بطور انفجارآوری در حال رشد است و این جمعیت بسیار متنوع هم دارای فرصت‌ها و تهدیداتی می‌باشد(کاپوج3,2008). در سالهای اخیر با توسعه شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده و افزایش تعداد رقبا در این شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده با مشکلات زیادی در زمینه جذب مشتریان جدید و حتی حفظ مشتریان فعلی مواجه شدهاند. بنابراین باید در اندیشه یافتن راهکاری جهت کشف عوامل مؤثر بر بهبود عملکرد زنجیره تأمین بود.
عموماً منافع مدیریت مؤثر زنجیره تأمین‏ در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه شامل موجودی‌های پایین‏تر، هزینه‏های کمتر، بهره‏وری بالاتر، توانایی بهبودیافته برای پاسخ‏ به نوسانات تقاضا، زمانهای تحویل کوتاه‌تر، سود بیشتر و وفاداری بیشتر مشتری است. که همگی در گرو مدیریت تقاضای مطلوب در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه می‌باشد.
شرکت‌های زنجیره تأمین در استان کرمانشاه همگی به دنبال ایجاد جذب مشتریان حتی خارج از این استان می‌باشند. مدیریت تقاضا دارای یک نقش فرااستانی است تقاضا را بررسی می‌کند به ایجاد راهکار‌ها می‌پردازد و در نتیجه هدف خود را رساندن کالا و خدمات نهایی با قیمت و هزینه کمتر و با کیفیت مناسب به دست مصرف کننده نهایی (مشتری می‌داند).
امید است این تحقیق به پرکردن بخشی از این شکاف کمک کند.
با کمک یافته‌های این تحقیق شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه با شناخت عوامل مؤثر بر تقاضا در زنجیره تأمین قادر به حفظ مشتریان فعلی خود و همچنین جذب مشتریان رقبا خواهند بود. بنابراین ضروری می‌رسد تا به بررسی عواملی پرداخته شود که تاکنون کمتر به‌صورت تفصیلی مورد توجه تحقیقاتی در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه که در این زمینه به انجام رسیده، قرار گرفته است.
1-3)اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
در طول چند دهه اخیر، بازاریابی و تجارت دستخوش تغییرات بسیاری شده‌است. نتیجه توسعه شیوه‌های نوین در تجارت، تغییر رویکرد سازمان‌ها از تولیدمداری به مشتری‌مداری گردیده‌است. از اینرو امروزه توجه به مشتری محور کار سازمان‌ها قرار گرفته‌است (آلوارز و کاسیلز ,2005). امروزه بدلیل افزایش تعداد عرضه کنندگان و بیشتر شدن نسبت عرضه به تقاضا، مشتریان می‌توانند عرضه کننده خود را انتخاب کنند. بازار امروز متعلق به مشتری است (علی احمدی و الهیاری, 1382).
در رقابت‌های موجود در در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه عصر حاضر، باید محصولات متنوع را با توجه به درخواست مشتریان در استان کرمانشاه، در دسترس وی قرار داد. خواست مشتری بر کیفیت بالا و خدمت رسانی سریع، موجب افزایش فشارهایی شده است که قبلاً وجود نداشته است، در نتیجه در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه بیش از این نمی‌توانند به تنهایی از عهده تمامی‌کارها برآیند. در بازار رقابتی موجود، در استان کرمانشاه بنگاه‌های اقتصادی و تولیدی علاوه بر پرداختن به سازمان و منابع داخلی، خود را به مدیریت و نظارت بر منابع و ارکان مرتبط خارج از سازمان نیازمند یافته‌اند. علت این امر در واقع دستیابی به مزیت یا مزایای رقابتی با هدف کسب سهم بیشتری از بازار است. بر این اساس، فعالیت‌های نظیر برنامه‌ریزی عرضه و تقاضا، تهیه مواد، تولید و برنامه‌ریزی محصول، خدمت نگهداری کالا، کنترل موجودی، توزیع، تحویل و خدمت به مشتری که قبلا همگی در سطح شرکت انجام می‌شده اینک به سطح زنجیره عرضه انتقال پیدا کرده است. مسئله کلیدی در زنجیره تأمین، در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه مدیریت و کنترل هماهنگ تمامی‌این فعالیت‌ها است. مدیریت زنجیره تأمین (SCM) پدیده‌ای است که این کار را به طریقی انجام می‌دهد که مشتریان بتوانند خدمت قابل اطمینان و سریع را با محصولات با کیفیت در حداقل هزینه دریافت کنند. در حالت کلی زنجیره تأمین از دو یا چند سازمان تشکیل می‌شود که رسماً از یکدیگر جدا هستند و به وسیله جریان‌های مواد، اطلاعات و جریان‌های مالی به یکدیگر مربوط می‌شوند. این در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه می‌توانند بنگاه‌هایی باشند که مواد اولیه، قطعات، محصول نهایی و یا خدماتی چون توزیع، انبارش، عمده فروشی و خرده فروشی تولید می‌کنند. حتی خود مصرف کننده نهایی را نیز می‌توان یکی از این سازمان‌ها در نظر گرفت.(معصومی‌، 1390).
باید در نظر داشت که در ابتدا سازمان‌ها سودآوری را در گرو جذب هرچه بیشتر مشتریان می‌دانستند، در حالیکه تحقیقات نشان می‌دهد که هزینه جذب یک مشتری جدید تقریباً پنج برابر حفظ یک مشتری قدیمی‌و وفادار است(کیم و همکاران4,2004).
یافته‌های این تحقیق در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه نه تنها به درک عوامل مؤثر بر مدیریت تقاضا در زنجیره تأمین مؤثر است بلکه توسعه دهنده‌ی تحقیقات پیشین در این زمینه می‌باشد. این تحقیق در پی درک مدیریت مطلوب تقاضا می‌باشد.
نتیجه این تحقیق در در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه نشان داد که جایگاه مدیریت تقاضا باید به درستی معین گردد. مدیریت تقاضا باید پیش‌بینی را به درستی تعریف کند. عوامل مؤثر بر آن را بشناسد و برای هر برهه زمانی خاص با توجه به نیاز مشتریان کمبود‌ها را بشناسد و نیاز‌های هر فصل را به‌خوبی تشخیص دهد و بداند که چگونه بخش‌بندی نماید و مشتریان را در بخش‌بندی تعریف نماید. نوع رفتار‌های مشتریان و نیاز آنان را با توجه به درآمد و سلیقه آنان در نظر بگیرد برای جنسیت‌های گوناگون نیاز‌های آنهارا تشخص دهد با توجه به سن، درآمد و…
خود مدیریت تقاضا باید از طرح‌ها، پیشنهادات، نظرات مدیران ارشد به خوبی حمایت نماید بتواند دارای روابط عمومی‌قوی باشد.نیاز‌های مشتریان را تشخیص دهد از طریق ارتباط با مشتریان در نوع طرح‌ها، نقش‌ها، برطرف کردن عیوب، مدیریت تقاضا باید در این نقش فردی انعطاف‌پذیر باشد.
مدیریت تقاضا باید در برنامه‌ریزی فروش و عملیات در میان عرضه و تقاضا برنامه‌ریزی ایجاد نماید تا فروش به سطح بهینه برسد.
با بررسی پیشینه تحقیق به نظر می رسد لازم است تا فاکتورهای بیشتری مورد توجه قرار گیرند. از آنجائی که تحقیقات صورت گرفته در این زمینه در دنیا اندک بوده و در ایران نیز تاکنون تحقیقی در این خصوص انجام نشده است,ضروری است تا به عنوان یک تحقیق راهگشا به این امر پرداخته شود.

1-4)اهداف مشخص تحقیق (شامل اهداف کلی، ویژه وکاربردی):
1-4-1)اهداف کلی:
بررسی عوامل مؤثر بر مدیریت تقاضا در زنجیره تأمین در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه
1-4-2)اهداف ویژه:
شناخت اثر عامل مدیریت تقاضا بر عملکرد زنجیره تأمین در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه
شناخت اثر عامل پیش‌بینی بر مدیریت تقاضای زنجیره تأمین در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه
شناخت اثر عامل بخش‌بندی بر مدیریت تقاضای زنجیره تأمین در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه
شناخت اثر عامل برنامه‌ریزی فروش و عملیات بر مدیریت تقاضای زنجیره تأمین در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه
شناخت اثر عامل حمایت از مدیریت بر مدیریت تقاضای زنجیره تأمین در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه
1-4-3)اهداف کاربردی:
شناسایی عوامل مؤثر بر مدیریت تقاضا در زنجیره تأمین, به منظور بهره‌برداری شرکت‌ها در برنامه‌ریزی‌های آتی در جهت حفظ مشتریان فعلی و همچنین جذب مشتریان رقبا از طریق شناسایی و در صورت امکان کنترل عوامل مؤثر بر این تمایل.
1-5) بیان متغیرهای مورد بررسی در قالب یک مدل مفهومی
شکل زیر به نمایش مدل مفهومی‌برای این تحقیق می‌پردازد.

شکل (1-1) مدل مفهومی تحقیق

1.Richard Pibernik, Gernot Kaiser (2012). Customer- Facing Supply chain practices the impact of demand and distribution management on supply chin success journal of operations management.
2. Danish Irfan. XUX ia ofei, and Deng sheng chun (2008). Developing approaches of study chain management systems of enterprises in Pakistan journal of information technology.
3. Ching-Eang Lee, Chien- Ping Chung (2012). An inventory model for deteriorating items in a procedia – social an behavioral sciences.
4. Li Chi Ling, Youli (2012). Research on supply chain collaboration of auto industry engineering based on BTO. Wuhan university of technology, journal of procedia.
5. Yangt Huang, Gang Wang, Bin gying Ren, Haoyun zhang (2011). Research on inter action compatibility of enterprises on supply chain. Journal of science direct.
6.Bingnan Jiang , Ynsi Eei (2011). Dynamic Residential Demand Response and distributed Generation management in smart micro grid with hierar chical agents. Department ofelectrical and computer engineering , university of Connecticut. Journal of science direct.
1-6)فرضیه‌های تحقیق
فرضیه1: عامل مدیریت تقاضا با عملکرد زنجیره تأمین دارای رابطه مستقیم و معنادار است.
فرضیه 2: عامل پیش‌بینی با مدیریت تقاضا دارای رابطه مستقیم و معنادار است.
فرضیه 3: عامل بخش‌بندی با مدیریت تقاضا دارای رابطه مستقیم و معنادار است.
فرضیه4: عامل برنامه‌ریزی فروش و عملیات با مدیریت تقاضا دارای رابطه مستقیم و معنادار است.
فرضیه5: عامل حمایت از مدیریت با مدیریت تقاضا دارای رابطه مستقیم و معنادار است.
1-7) شرح کامل روش تحقیق بر حسب هدف، نوع داده‌ها و نحوه اجراء
تحقیق حاضرازنوع تحقیقات توصیفی پیمایشی است و از نظرهدف کاربردی است که هدف ازآن توسعه‌‌ی دانش کاربردی در یک زمینه خاص می باشد.
1-8) دامنه تحقیق
تعیین دامنه تحقیق یکی از ارکان تحقیق می باشد. چراکه انجام تحقیق به صورت کلی وعام تاحدی غیرعملی بوده واگرهم بتوان آن راانجام دادازنتایج جامعی برخوردار نخواهد بود لذا بایدسعی کرد که تحقیق راتاحدممکن محدودنمودوقلمروآن رامشخص کرده وسپس اقدام به انجام آن نمود.ابعاد قلمروتحقیق سه بعد زیر را تشکیل می‌دهد.
1-8-1) قلمرو موضوعی
قلمرو موضوعی این تحقیق، عوامل مؤثر بر مدیریت تقاضا در زنجیره تأمین می باشد.
1-8-2)قلمرو مکانی
محدوده مکانی این تحقیق شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه می‌باشد.
1-8-3) قلمرو زمانی
این تحقیق در فاصله زمانی فروردین 1392 الی شهریور1392 مورد بررسی قرار گرفته است.
1-9)روش‌ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها
باتوجه به ماهیت سؤالات واهداف تحقیق،برای تجزیه وتحلیل دادههاازآزمونهای آمار استنباطی نظیرآزمون تی استودنت برای تعیین وجودیارابطه بین متغیرهای پیشبین ومتغیر ملاک وآزمون رتبه بندی فریدمن برای الویتبندی عوامــل مطــرح شده است که در این راستــا از نرمافزار SPSS استفاده خواهد شد. همچنین به منظور آزمون مجموعه روابط علت و معلولی بین مدیریت تقاضا و عملکرد زنجیره‌ی تأمین و مؤلف‌‌‌های مورد بررسی با استفاده از نرم‌افزار آموس، معـادلات ساختـاری روابط بین متغیرها مدلسازی می‌گردد.

1-10)تعریف نظری وعملیاتی مفاهیم ومتغیرها
1-10-1)تعریف نظری:
1-10-1-1)مدیریت زنجیره تأمین:
زنجیره تأمین: زنجیره تأمین بر تمام فعالیت‌هاى مرتبط با جریان و تبدیل کالاها از مرحله ماده خام (استخراج) تا تحویل به مصرف کننده نهایى و نیز جریان‌هاى اطلاعاتى مرتبط با آنها مشتمل مى‌شود. به طور کلى، زنجیره تأمین زنجیره‌اى است که همه فعالیت‌هاى مرتبط با جریان کالا و تبدیل مواد، از مرحله تهیه ماده اولیه تا مرحله تحویل کالاى نهایى به مصرف کننده را شامل مى شود. درباره‌ى جریان کالا دو جریان دیگر که یکى جریان اطلاعات و دیگرى جریان منابع مالى و اعتبارات است نیز حضور دارد.(لاودون،52002)
1-10-1-2)مدیریت تقاضا:
می‌تواند به صورت قابلیت شرکت برای فهم الزامات و تقاضای مشتری و تعامل آنها در مقابل قابلیت‌های زنجیره‌ی تأمین تفسیر و تعریف شود. (لامبرت6 و کوپر7، 2000)
1-10-1-3)بخش‌بندی:
تقسیمبندی بازار عبارت است از فرایند تقسیم بازارها به زیرمجموعههای مشخص که در آنها، مشتریان دارای رفتارها و نیازهای یکسانی هستند.
1-10-1-4) پیش‌بینی:
پیش‌بینی، فرآیند برآورد موقعیت‌های ناشناخته‌است. یک پیش‌بینی یک پیش گویی در مورد رویدادهای آینده در اختیار می‌گذارد و می‌تواند تجارب گذشته را به پیش‌بینی حوادث آینده بدل سازد.
1-10-1-5)برنامه‌ریزی فروش و عملیات اجرایی:
مجموعه‌ای از فرایندهای برنامه‌ریزی و تصمیم گیری در سطح شرکت را شامل می‌شود که برای برقراری توازن میان عرضه محصولات (خدمات) و تقاضای مرتبط با آن‌ها به اجرا در می‌آید.
1-10-1-6)حمایت از مدیریت تقاضا:
حمایت و پشتیبانی مدیریت و کارکنان از برنامه‌های اجرایی مدیریت تقاضا را شامل می‌شود.که در این مطالعه تمرکز بیشتر بر بخش حمایت کارکنان می‌باشد.
1-11-2)تعریف عملیاتی:
1-11-2-1)زنجیره تأمین:
برای اندازهگیری آن از 3 سؤال موجود در پرسشنامه شامل سؤالات 12 تا 14 استفاده شده است. که پاسخ به این سؤالات میزان عملکرد زنجیره تأمین را نشان می‌دهد.
1- شما عملکرد هزینه‌ای زنجیره تأمین خود را در مقایسه با بهترین رقیبتان چگونه ارزیابی می‌کنید؟
2- شما سطح خدماتی زنجیره تأمین خود را در مقایسه با بهترین رقیبتان چگونه ارزیابی می‌کنید؟
3- شما انعطاف‌پذیری زنجیره تأمین خود را در مقایسه با بهترین رقیبتان چگونه ارزیابی می‌کنید؟
باتوجه به سه سئول مطرح شده به این نتیجه می‌رسیم که رقبا در زنجیره تأمین به دنبال جذب مشتری هستند و برای این کار هزینه‌هایی را صرف می‌کنند که کالا و خدمات نهایی را با هزینه کمتر و زمان کمتری و با کیفیت بهتری به دست مشتری برسانند و انعطاف‌پذیری را از طریق به کار بردن کالا و خدماتی که بنابر درآمد مشتریان باشد.

1-11-2-2)مدیریت تقاضا:
برای اندازهگیری آن از 2 سؤال موجود در پرسشنامه شامل سؤالات 10 تا 11 استفاده شده است. که پاسخ به این سؤالات میزان عملکرد مدیریت تقاضا را نشان می‌دهد.
1- مدیریت تقاضای ما زنجیره تأمین را بهبود می‌بخشد.
2- مدیریت تقاضای ما نیازهای تجاری ما را برآورده می‌سازد.
با توجه به دو سؤال مطرح شده به این نتیجه می‌رسیم که مدیریت تقاضا باید فردی باشد که توان تجزیه و تحلیل رخداد‌های ناگهانی در آینده که بر اثر عوامل طبیعی و غیرطبیعی در آینده رخ می‌دهد را بررسی نماید که در نتیجه موجودی‌ها را پیش‌بینی کند که کالا و خدمات نهایی در هر زمانی در دست مشتری قرار گیرد.

1-11-2-3)بخش‌بندی:
به میزان توجه شرکت به موضوع بخش‌بندی اشاره دارد. برای اندازه‌گیری آن از 2 سؤال موجود در پرسشنامه شامل سؤالات 1 تا 3 استفاده شده است.و مشتریان یکی از گزینه‌های خیلی موافق، موافق، بی‌تفاوت، مخالف و خیلی مخالف را انتخاب می‌کنند.
1- ما مشتریان را بر اساس سطح خدمات مورد نیازشان بخش‌بندی کرده‌ایم.
2- ما محصولات را براساس نیازمندی‌های زنجیره تأمین مخصوص به خودشان بخش‌بندی کرده‌ایم.
با توجه به دوسؤال مطرح شده به این نتیجه می‌رسیم که مدیریت تقاضا باید جمعیت مشتریان خود را شناسایی کرده عوامل جنسیت، سن را برای آنها تعریف نموده و متناسب با درآمد آنها به تولید کالا و خدمات نهایی برای آنان بپردازد.
1-11-2-4)پیش‌بینی:
به میزان توجه شرکت به موضوع پیش‌بینی اشاره دارد. برای اندازه‌گیری آن از 2 سؤال موجود در پرسشنامه شامل سؤالات 3 تا 4 استفاده شده است. و مشتریان یکی از گزینه‌های خیلی موافق، موافق، بی‌تفاوت، مخالف و خیلی مخالف را انتخاب می‌کنند.
1- ما یک فرایند پیش‌بینی صریح را پیاده‌سازی کرده‌ایم.
2- ما متعاقباً دقت پیش‌بینی‌ها را کنترل می‌کنیم.
با توجه به دوسؤال مطرح شده به این نتیجه می‌رسیم که مدیریت تقاضا باید فرآیند‌های پیش‌بینی را مرحله مرحله برای خود تعریف کند و هرگونه انحرافات رخدادهای موجود در آنرا بررسی نموده و کلیه واحد‌های دیگر در زنجیره تأمین در جریان بگذارد.
1-11-2-5)برنامه‌ریزی فروش و عملیات اجرایی:
میزان توجه شرکت به موضوع برنامه‌ریزی فروش و عملیات اجرایی را مورد ارزیابی قرار می‌دهد. برای اندازه‌گیری آن از 3 سؤال موجود در پرسشنامه شامل سؤالات 5 تا 7 استفاده شده است.و مشتریان یکی از گزینه‌های خیلی موافق، موافق، بی‌تفاوت، مخالف و خیلی مخالف را انتخاب می‌کنند.
1- ما به طور کامل فرایند‌هایی را برای برنامه‌ریزی فروش و عملیات اجرایی که در راستای نیازهای مشتریان است را یکپارچه کرده‌ایم.
2- سازمان ما به طور جدی فرایند‌های برنامه‌ریزی فروش و عملیات اجرایی را دنبال می‌کند.
3- تصمیم گیرندگان به طور منظم در جلسات برنامه‌ریزی فروش و عملیات اجرایی شرکت می‌کنند.
با توجه به سه سؤال بالا به این نتیجه می‌رسیم که برای هر گونه فروش بیشتر باید مدیریت تقاضا به نیاز‌های مشتریان توجه داشته باشد و آنها را یکپارچه و متمرکز نماید باید بین واحد‌های فروش و اجرایی نوعی تمرکز وجود داشته باشد و دریافت اطلاعات بین این واحد‌ها باید به درستی تعریف شود.
1-11-2-6)حمایت از مدیریت تقاضا:
میزان پیروی تبعیت و حمایت کارکنان و مدیران از برنامه‌های مدیریتی تقاضا اشاره دارد. برای اندازه‌گیری آن از 2 سؤال موجود در پرسشنامه شامل سؤالات 8 تا 9 استفاده شده است.و مشتریان یکی از گزینه‌های خیلی موافق، موافق، بی‌تفاوت، مخالف و خیلی مخالف را انتخاب می‌کنند.
1- ما به‌طور منظم بر عملکرد واحد مدیریت تقاضا نظارت می‌کنیم.
2- فرایند‌های مدیریت تقاضای ما به طور واضح تعریف شده‌اند.
با توجه به دوسؤال بالا به این نتیجه می‌رسیم که داشتن برنامه‌ریزی‌های منظم و مدون ضروریست که باید به صورت مرتب و منظم تدوین شوند که حاصل آن جذب مشتری بیشتر و سودآوری بیشتر برای شرکت می‌باشد.

فصل دوم
ادبیات و مبانی نظری و تجربی تحقیق

2-1) مقدمه
برای محیط همیشه در حال تغییر این دوران وتغییر در شیوه تعاملات شرکت‌ها با تأمین کنندگان و مشتریان و پیچیدگی بازارها، کاهش دوره عمر محصولات و اهمیت یافتن زمان پاسخگویی به مشتریان و افزایش انعطاف‌پذیری، زنجیره تأمین عاملی حیاتی برای رقابت‌پذیری سازمان‌ها می‌باشد. بنابراین شناخت زنجیره تامین و اجرای آن کمک به تعالی سازمان و عملکرد بهتر می کند.
تشدید صحنه رقابت جهانی در محیطی که بصورت دائم در حال تغییر است ضرورت واکنش‌های مناسب سازمان‌ها وشرکت‌های تولیدی ـ صنعتی را دو چندان کرده و بر انعطاف‌پذیری آنها با محیط نامطمئن خارجی پای می‌فشارد و سازمان‌های امروزی در عرصه ملی و جهانی به منظور کسب جایگاهی مناسب و حفظ آن نیازمند بهره‌گیری از الگوی مناسب همچون مدیریت زنجیره تأمین در راستای تحقق مزیت رقابتی و انتظارات مشتریان هستند. مشتریان در سازمان‌های امروزی در تولید کالا و ارائه خدمت، رویه‌های انجام امور و فرایندها، توسعه دانش و توان رقابتی همراه و همگام اعضای سازمان می‌باشد.
باتوجه به این شواهد و واقعیت‌های دیگر جای تعجب نیست که امروزه اجرای برنامه‌های مدیریت تقاضا و حتی توزیع در اولویت قرار داده شود.
دراین فصل به تشریح مبانی نظری درباره پیش‌بینی، بخش‌بندی، برنامه‌ریزی فروش و عملیات اجرایی و حمایت از مدیریت پرداخته می‌شود و سپس در آخر خلاصه‌ای از تحقیقات انجام شده در این خصوص را تشریح می کنیم.
2-2) مبانی نظری
2-2-1) مدیریت زنجیره تأمین
عبارت است از فرآیند برنامه‌ریزی، اجرا و کنترل عملیات مرتبط با زنجیره تأمین در بهینه‌ترین حالت ممکن. مدیریت زنجیره تأمین دربرگیرنده تمامی‌جابجایی‌ها و ذخیره مواد اولیه، موجودی در حین کار و محصول تمام شده از نقطه شروع اولیه تا نقطه پایان مصرف می‌باشد.
تعاریف مختصر و جامعى که مى‌توان از زنجیره تأمین و مدیریت زنجیره تأمین ارایه داد، عبارت‌اند از:
مدیریت زنجیره تأمین: مدیریت زنجیره تأمین بر یکپارچه سازى فعالیت‌هاى زنجیره تأمین و نیز جریان‌هاى اطلاعاتى مرتبط با آنها از طریق بهبود در روابط زنجیره، براى دستیابى به مزیت رقابتى قابل اتکا و مستدام مشتمل مى‌شود. بنابراین، مدیریت زنجیره تأمین عبارت است از فرایند یکپارچه‌سازى فعالیت‌هاى زنجیره تأمین و نیز جریان‌هاى اطلاعاتى مرتبط با آن، از طریق بهبود و هماهنگ سازى فعالیت‌ها در زنجیره تأمین تــــولید و عرضه محصول (لاودون،2002).
زنجیره تأمین از دو یا بیش از دو سازمان مجزا تشکیل شده که از طریق جریان‌های کالایی، اطلاعاتی و مالی به هم پیوند یافته‌اند. این سازمان‌ها ممکن است یکی از گروه‌های زیر باشند:
• شرکت‌های تهیه‌کننده مواد اولیه
• تولیدکنندگان محصولات نیمه ساخته
• سازندگان محصولات نهایی
• عمده‌فروشان و توزیع‌کنندگان
• خرده فروشان (اژدری، بهنام و اختیارزاده،1390)
بنابراین می‌توان زنجیره تأمین را شبکه‌ای از شرکت‌های عرضه‌کننده مواد اولیه، تولیدکننده و توزیع‌کننده دانست که فعالیت‌های خرید مواد اولیه، تبدیل این مواد به محصولات نیمه‌ساخته و نهایی و توزیع محصولات نهایی را به مشتریان نهایی انجام می‌دهند.
زنجیره تأمین بر تمام فعالیتهای مرتبط با جریان و تبدیل کالاها از مرحله ماده خام (استخراج) تا تحویل به مصرف‌کننده نهایی و نیز جریانهای اطلاعاتی مرتبط با آنها مشتمل می‌شود. به‌طور کلی زنجیره تأمین زنجیره‌ای است که همه فعالیتهای مرتبط با جریان کالا و تبدیل مواد، از مرحله تهیه ماده اولیه تا مرحله تحویل کالای نهایی به مصرف‌کننده را شامل می‌شود. درباره ‌جریان کالا دو جریان دیگر که یکی جریان اطلاعات و دیگری جریان منابع مالی واعتبارات است نیز حضور دارد (باب8، 2011).
مدیریت زنجیره تأمین بر یکپارچه‌سازی فعالیتهای زنجیره تأمین و نیز جریانهای اطلاعاتی مرتبط با آنها از طریق بهبود در روابط زنجیره در جهت دستیابی به مزیت رقابتی قابل اتکا و مستدام، مشتمل می‌شود. بنابراین، مدیریت زنجیره تأمین عبارت است از فرایند یکپارچه‌سازی فعالیتهای زنجیره تأمین و نیز جریانهای اطلاعاتی مرتبط با آن از طریق بهبود و هماهنگ‌‌سازی فعالیت‌ها در زنجیره تأمین تــــولید و عرضه محصول.
برای بررسی یک سازمان منحصر به فرد در چارچوب این تعاریف باید هر دو شبکه تأمین‌کنندگان و کانال‌های توزیع در نظر گرفته شوند. تعریف ارائه شده برای زنجیره تامین موضوعات مدیریت سیستم‌های اطلاعات، منبع‌یابی و تدارکات، زمان‌بندی تولید، پردازش سفارشات، مدیریت موجودی، انبارداری وخدمت به مشتری را دربر می‌گیرد.

طرح کلى یک زنجیره تأمین:
به‌طور کلى زنجیره‌ تأمین، زنجیره‌اى است که همه فعالیت‌هاى مرتبط با جریان کالا و تبدیل مواد، از مرحله تهیه ماده اولیه تا مرحله تحویل کالاى نهایى به مصرف کننده را شامل مى‌شود. در ارتباط با جریان کالا دو جریان دیگر که یکى جریان اطلاعات و دیگرى جریان منابع مالى و اعتبارات است نیز حضور دارد.
محققان و نویسندگان مختلف، نگرش‌ها و تعاریف متفاوتى را از زنجیره تأمین ارایه کرده‌اند. برخى زنجیره تأمین را در روابط میان خریدار و فروشنده محدود کرده‌اند، که چنین نگرشى تنها بر عملیات خرید رده اول در یک سازمان تمرکز دارد. گروه دیگرى به زنجیره تامین دید وسیع‌ترى داده و آن را شامل تمام سرچشمه‌هاى تأمین (پایگاه‌هاى تأمین) براى سازمان مى‌دانند. با این تعریف، زنجیره تأمین شامل تمام تأمین کنندگان رده اول، دوم، سوم… خواهد بود. چنین نگرشى به زنجیره تامین، تنها به تحلیل شبکه تامین خواهد پرداخت. دید سوم، نگرش زنجیره ارزش – پورتر- است که در آن زنجیره تأمین شامل تمام فعالیت‌هاى مورد نیاز براى ارایه یک محصول یا خدمت به مشترى نهایى است. با نگرش یاد شده به زنجیره تأمین، توابع ساخت و توزیع به عنوان بخشى از جریان کالا و خدمات به زنجیره اضافه مى‌شود. در واقع با این دید، زنجیره تأمین شامل سه حوزه تدارک، تولید و توزیع است.

2-2-2-1) تاریخچه مدیریت زنجیره تامین
در دو دهه60 و 70 میلادی، سازمان‌ها برای افزایش توان رقابتی خود تلاش می‌کردند تا با استانداردسازی و بهبود فرایندهای داخلی خود محصولی با کیفیت بهتر و هزینه کمتر تولید کنند. در آن زمان تفکر غالب این بود که مهندسی و طراحی قوی و نیز عملیات تولید منسجم و هماهنگ پیش‌نیاز دستیابی به خواسته‌های بازار و در نتیجه کسب سهم بازار بیشتری است. به همین دلیل سازمان‌ها تمام تلاش خودرا بر افزایش کارایی معطوف می‌کردند.در دهه 80 میلادی با افزایش تنوع در الگوهای مورد انتظار مشتریان، سازمان‌ها به‌طور فزاینده‌ای به افزایش انعطاف‌پذیر شدند خطوط تولید و توسعه محصولات جدید برای ارضای نیازهای مشتریان علاقه‌مند شدند. در دهه 90 میلادی، به همراه بهبود در فرایندهای تولید و به کارگیری الگوهای مهندسی مجدد، مدیران بسیاری از صنایع دریافتند که برای ادامه حضور در بازار تنها بهبود فرایندهای داخلی و انعطاف‌پذیری در توانایی‌های شـــــرکت کافی نیست بلکه تأمین‌کنندگان قطعات و مواد نیز باید موادی با بهترین کیفیت و کمترین هزینه تولید کنند و توزیع‌کنندگان محصولات نیز باید ارتباط نزدیکی با سیاست‌های توسعه بازار تولیدکننده داشته باشند؛ با چنین نگرشی، رویکردهای زنجیره تأمین و مدیریت آن پا به عرصه وجود نهاد. از طرف دیگر با توسعه سریع فناوری اطلاعات در سال‌های اخیر و کاربرد وسیع آن در مدیریت زنجیره تأمین، بسیاری از فعالیت‌های اساسی مدیریت زنجیره باروش‌های جدید در حال انجام است. (باتچر9،2005)
2-2-1-2) فرایندهای اصلی مدیریت زنجیره تأمین:

فرآیندهاى اصلى:
مدیریت زنجیره تامین داراى سه فرآیند عمده است که عبارت‌اند از:
1. مدیریت اطلاعات (INFORMATION MANAGEMENT)
2. مدیریت لجستیک (MANAGEMENT LOGISTIC)
3. مدیریت روابط (RELATIONSHIP MANAGEMENT).
مدیریت اطلاعات: امروزه نقش، اهمیت و جایگاه اطلاعات براى همگان بدیهى است. گردش مناسب و انتقال صحیح اطلاعات باعث مى‌شود تا فرآیندها مؤثرتر و کاراترگشته و مدیریت آنها آسان‌تر گردد. در بحث زنجیره تأمین – همان‌طور که گفته شد -اهمیت موضوع هماهنگى در فعالیت‌ها، بسیار حائز اهمیت است. این نکته در بحث مدیریت اطلاعات در زنجیره، مدیریت سیستم‌هاى اطلاعاتى و انتقال اطلاعات نیز صحت دارد. مدیریت اطلاعات هماهنگ و مناسب میان شرکا باعث خواهد شد تا تأثیرات فزاینده‌اى در سرعت، دقت، کیفیت و جنبه‌هاى دیگر وجود داشته باشد. مدیریت صحیح اطلاعات موجب هماهنگى بیشتر در زنجیره خواهد شد. به‌طور کلى در زنجیره تأمین، مدیریت اطلاعات در بخش‌هاى مختلفى تأثیرگذار خواهد بود که برخى از آنها عبارت‌اند از:
مدیریت لجستیک (انتقال، جابجایى، پردازش و دسترسى به اطلاعات لجستیکى براى یکپارچه‌سازى فرآیندهاى حمل و نقل، سفارش‌دهى و ساخت، تغییرات سفارش، زمان‌بندى تولید، برنامه‌هاى لجستیک و عملیات انباردارى)؛ تبادل و پردازش داده‌ها میان شرکا (مانند تبادل و پردازش اطلاعات فنى، سفارشات و…). و جمع‌آورى و پردازش اطلاعات براى تحلیل فرآیند منبع‌یابى و ارزیابى، انتخاب و توسعه تأمین کنندگان؛ جمع‌آورى و پردازش اطلاعات عرضه و تقاضا و… براى پیش‌بینى روند بازار و شرایط آینده عرضه و تقاضا؛ ایجاد و بهبود روابط بین شرکا.
چنانچه پیداست، مدیریت اطلاعات و مجموعه سیستم‌هاى اطلاعاتى زنجیره تأمین مى‌تواند برروى بسیارى از تصمیم‌گیرى‌هاى داخلى بخش‌هاى مختلف زنجیره تأمین مؤثر باشد که این موضوع حاکى از اهمیت بالاى این مؤلفه در مدیریت زنجیره تأمین است.
مدیریت لجستیک: در تحلیل سیستم هاى تولیدى مانند صنعت خودرو، موضوع لجستیک بخش فیزیکى زنجیره تأمین را در بر مى‌گیرد. این بخش که کلیه فعالیت‌هاى فیزیکى از مرحله تهیه ماده خام تا محصول نهایى شامل فعالیت‌هاى حمل و نقل، انباردارى، زمان‌بندى تولید و… را شامل مى‌شود، بخش نسبتاً بزرگى از فعالیت‌هاى زنجیره تأمین را به خود اختصاص مى‌دهد. در واقع، محدوده لجستیک تنها جریان مواد و کالا نبوده بلکه محور فعالیت‌هاى زنجیره تأمین است که روابط و اطلاعات، ابزارهاى پشتیبان آن براى بهبود در فعالیت‌ها هستند.
مدیریت روابط: فاکتورى که ما را به سمت فرجام بحث راهنمایى مى کند و شاید مهم‌ترین بخش مدیریت زنجیره تامین به خاطر ساخت و فرم آن باشد، مدیریت روابط در زنجیره تأمین است. مدیریت روابط، تاثیر شگرفى بر همه زمینه‌هاى زنجیره تامین و همچنین سطح عملکرد آن دارد. در بسیارى از موارد، سیستم‌هاى اطلاعاتى و تکنولوژى مورد نیاز براى فعالیت‌هاى مدیریت زنجیره تأمین به سهولت در دسترس بوده و مى‌توانند دریک دوره زمانى نسبتاً کوتاه تکمیل و به‌کار گمارده شوند. اما بسیارى از شکست‌هاى آغازین در زنجیره تأمین، معلول انتقال ضعیف انتظارات و توقعات و نتیجه رفتارهایى است که بین طرفین درگیر در زنجیره به وقوع مى‌پیوندد. علاوه بر این، مهم‌ترین فاکتور براى مدیریت موفق زنجیره تأمین، ارتباط مطمئن میان شرکا در زنجیره است، به‌گونه‌اى که شرکا اعتماد متقابل به قابلیت‌ها و عملیات یکدیگر داشته باشند. کوتاه سخن این که درتوسعه هر زنجیره تأمین یکپارچه، توسعه اطمینان و اعتماد در میان شرکا و طرح قابلیت اطمینان براى آنها از عناصر بحرانى و مهم براى نیل به موفقیت است.

فازهاى اصلى مدیریت زنجیره تأمین:
فاز اول: طراحى مفهومى:
فاز اول نشان دهنده استراتژى ساخت است. در این فاز نحوه اداره سازمان با ایجاد یک تصویر براى آینده و ایجاد یک ساختار براى پیاده‌سازى تعیین مى‌شود. براى فرآیندهاى فاز اول یک مدل ویژه سازمان لازم است که از یک سازمان به سازمان دیگر متفاوت است. بحث اصلى در این فاز طراحى مفهومى است که مدرکى براى تصدیق و اجراى دو فاز دیگر است. هدف از اجراى این فاز درک جزییات مربوط به هزینه‌ها و شناخت سیستم و منافع پیاده‌سازى SCM است.
فاز دوم: طراحى جزییات و تست
این فاز مى‌تواند همزمان با فاز اول و سوم اجرا شود. یعنى جزییات طراحى مى‌شود و به‌طور هم‌زمان راه‌حل‌ها در دنیاى واقعى تست مى‌شوند. در این فاز ایجاد تغییرات در ساختار سازمان و در نظر گرفتن آنها براى پیاده‌سازى در سیستم به منظور پشتیبانى طراحى زنجیره تأمین جدید توصیه مى‌شود.
فاز سوم: پیاده سازى
در این فاز در ادامه فاز دوم، زمان‌بندى پیاده‌سازى دوره‌هاى بلندمدت عملیات و تغییرات در سیستم به‌منظور ایجاد تسهیلات انجام مى‌گردد.
انقلاب زنجیره تأمین:
در سراسر دنیا، از آمریکا گرفته تا آسیا، از اروپا تا آفریقا، مقتضیات یک اقتصاد جهانی که هر روز رقابتی‌تر می‌شود، همه را وا داشته تا درباره زنجیره تأمین و مدیریت هر چه بهتر آن، صحبت کنند. مفهوم کلی مدیریت زنجیره تأمین از مواد اولیه گرفته تا تحویل محصول تمام شده به مشتری که موتور محرک آن تقاضای مشتری برای دریافت خدمات کارآمدتر و مناسب‌تر و نیاز به کاهش هزینه‌های نگهداری کالاهای موجود در انبار بوده است، در حال متحول ساختن شیوه‌های انجام کار از سوی تولید‌کنندگان عمده، شرکت‌های حمل و نقل و شرکت‌های تدارکاتی است.
مدیریت زنجیره تأمین نوین، نه تنها به بررسی راه‌های ترویج کاهش هزینه در سراسر کانال عرضه کالا و خدمات می‌‌پردازد، بلکه باید بین تقاضای روزافزون مشتریان برای ارائه خدمات به‌موقع و کارآمد موازنه ایجاد کرده و از تحولات سریعی که در عرصه فناوری صورت می‌گیرد نیز، غافل نباشد. روی هم رفته، مدیریت کارآمد زنجیره تأمین به یک شرکت امکان می‌دهد تا تولید و انتقال محصولات در کل کانال تولید و توزیع را، از تأمین مواد اولیه یا قطعات گرفته تا قرار دادن محصول تمام شده در دستان مشتری، هماهنگ سازد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

یک رویکرد برای کاهش هزینه‌ها، شامل کم کردن از کالاهای موجود در انبار، از محصولات تمام شده یا مواد خام و کاهش زمان سیکل با تحول سریع‌تر محصولات است. این تلاش موجب بوجود آمدن یک رویکرد کاملا جدید و مبتنی بر اینترنت برای خرید، تدارکات و حمل و نقل با تلاش برای ارسال به موقع مواد اولیه (JIT) برای تولید شده است تا دیگر شرکت‌ها مجبور نباشند تعداد و مقدار زیادی مواد اولیه یا قطعات را در انبار نگه دارند. محصولات امروزی، در سراسر دنیا خواهان دارد و فقط تقاضاهای داخلی را برآورده نمی‌سازد و بنابراین، باید مواد اولیه و قطعات آنها با کمترین هزینه ممکن تهیه شود.

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید