2-2-3-4 افشای اطلاعات 27
2-2-4 عوامل موثر بر شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام31
2-2-5بررسی رابطه عدم تقارن اطلاعاتی و بازده آتی سهام34
2-2-5-1 سازوکار نوسانپذیری بازده سهام 39
2-2-5-2 نوسانپذیری بازده سهام و عدم تقارن اطلاعاتی 41
2-2-6 نقش اطلاعات حسابداری در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی 45
2-3 پیشینه پژوهش52
2 -3-1پیشینه پژوهشهای خارجی52
2-3-2پیشینه پژوهشهای داخلی55
فصل سوم: روششناسی پژوهش
3 -1 مقدمه59
3-2 روش پژوهش 60
3- 2-1 از نظر هدف 60
3-2-2 از نظر منطق و نحوه اجرا60
3-2-3 از نظر داده ها60
3-3 روش جمعآوری اطلاعات 61
3-4 مدلها و متغیرهای پژوهش61
3-5 روش جمعآوری داده ها 62
3-6 جامعه آماری، روش نمونهگیری و حجم نمونه62
3-7 تجزیه و تحلیل دادهها و فرضیه ها64
3-7-1 آمار توصیفی64
3-7-2 آمار استنباطی64
3-7-2- 1 آزمون جارک برا64
3-7-2-2 آزمون دوربین- واتسون65
3-7-2-3 ضریب همبستگی پیرسون65
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل دادههای پژوهش
4-1مقدمه 69
4-2 شاخص توصیفی متغیرها69
4-3 آزمون جارک برا72
4-4 آزمون f لیمر27
5-4 آزمون هاسمن73
4-6 بررسی فرضیههای پژوهش74
فصل پنجم: نتیجهگیری و پیشنهادهای پژوهش
5-1 مقدمه81
5-2 مروری بر مطالب گذشته81
5-3 نتایج آزمون فرضیههای پژوهش81
5-3-1 بحث و نتیجهگیری83
5-4 پیشنهادهای پژوهش83
5-4-1 پیشنهادهای کاربردی مبتنی بر نتایج پژوهش85
5-4-2 پیشنهاد برای پژوهشهای آتی85
5-5 محدودیتها86
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول (3-1) انتخاب شرکت های مورد کطتلعه پژوهش 63
جدول (4-1) آمار توصیفی 71
جدول (4-2) جارک برا72
جدول (4-3 ) f لیمر73
جدول (4-4 ) هاسمن74
جدول(4-5) ضرایب همبستگی فرضیه اول 75
جدول(4-6) ضرایب همبستگی فرضیه دوم75
جدول (4-7) ضرایب همبستگی فرضیه سوم76
جدول(4-8) ضرایب همبستگی فرضیه چهارم77
جدول(4-9) ضرایب معادله رگرسیونی78
چکیده
عدم تقارن اطلاعاتی به عنوان یک مسئله مهم و شناختهشده در بین پژوهشهای حسابداری میباشد. عدم تقارن اطلاعاتی یکی از عوامل مهم در تصمیمگیری میباشد در صورتیکه اطلاعات مورد نیاز به صورتی نابرابر بین استفادهکنندگان توزیع شود، این عمل میتواند نتایج متفاوتی را نسبت به موضوع واحد در بر داشته باشد به همین منظور در این پژوهش به بررسی ارتباط بین عدم تقارن اطلاعاتی، معاملات، قیمت، نوسانپذیری و نقدشوندگی سهام شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختهشدهاست. برای این منظور از میان تمام شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران، 112 شرکت تولیدی با روش حذف سیستماتیک طی دوره زمانی 7138 الی 1392 انتخاب و بررسی شدهاند. این پژوهش از نوع کاربردی بوده و بر تحلیل دادههای پانلی با استفاده از نرمافزار ایویوز مبتنی است. در این پژوهش به بررسی فرضیههایی که رابطه بین متغیرهای عدم تقارن اطلاعاتی به عنوان متغیر وابسته، معاملات روزانه، نقدشوندگی سهام، قیمت سهام و نوسانپذیری بازده سهام به عنوان متغیر مستقل پرداخته شدهاست. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که بین حجم معاملات روزانه، نقدشوندگی سهام و قیمت سهام با عدم تقارن اطلاعاتی رابطه معکوس و بین نوسانپذیری بازده سهام و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه مستقیم وجود دارد.
واژگان کلیدی: عدم تقارن اطلاعاتی، معاملات روزانه، نقدشوندگی سهام، قیمت سهام، نوسانپذیری بازده سهام.
فصل اول
کلیات پژوهش
1-1مقدمه
عدم تقارن اطلاعاتی به عنوان یک مسئله مهم و شناخته شده در بین پژوهشهای حسابداری هست. عدم تقارن اطلاعاتی میتواند بر میزان معاملات و نقدشوندگی سهام یک شرکت مؤثر باشد. عدم تقارن اطلاعاتی یکی از عوامل مهم در تصمیمگیری میباشد در صورتیکه اطلاعات مورد نیاز به صورتی نابرابر بین استفادهکنندگان توزیع شود، این عمل میتواند نتایج متفاوتی را نسبت به موضوع واحد در بر داشته باشد. بنابراین قبل از اینکه خود اطلاعات برای فرد استفاده کننده مهم باشد، این کیفیت توزیع اطلاعات است که باید بصورت دقیق مورد ارزیابی قرار گیرد. وجود عدم تقارن اطلاعاتی در بازار باعث میشود سرمایهگذاران برای جبران ریسک سرمایهگذاری تقاضای بازده بالاتر کنند که بین قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام اختلاف ایجاد شده و هر چه این اختلاف بیشتر باشد میزان عدم تقارن اطلاعاتی شرکت مورد نظر بیشتر خواهد بود که باعث عدم اطمینان سرمایهگذاران از دریافت بازده مناسب ناشی از سرمایهگذاری خواهد شد. بهمنظور جلب اطمینان سرمایهگذران، بایستی ارزیابی صحیح و علمی از عملکرد شرکتها و در نهایت تعیین ارزش آنها انجام داد. مدیران به عنوان مسئول تهیه صورتهای مالی با آگاهی کامل بر وضعیت مالی شرکت و با برخورداری از سطح آگاهی بیشتر نسبت به استفادهکنندگان صورتهای مالی، به طور بالقوه سعی دارند که تصویر واحد تجاری را مطلوب جلوه دهند. همچنین ممکن است داراییها و سرمایه واحد تجاری بیشتر از میزان واقعی گزارش گردد. نتیجه کلی این عملیات چنین خواهد بود که تصویر واحد تجاری بهتر از وضعیت واقعی
به نظر میرسد و انگیزه سرمایهگذاری افراد برون سازمانی در واحد تجاری افزایش یابد. در این صورت شکاف اطلاعاتی بین استفادهکنندگان داخلی و خارجی بوجود میآید که در اصطلاح عدم تقارن اطلاعاتی نامیده میشود. ریچاردسون1 (2000) رابطه معنیداری را بین دامنه عدم تقارن اطلاعاتی که به وسیله اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام اندازهگیری میشود و سطح مدیریت سود ارائه مینماید. یک سطح بالایی از عدم تقارن اطلاعاتی سبب این خواهد گردید که مدیران درگیر دستکاری سود شوند. از سوی دیگر، ممکن است عدم تقارن اطلاعاتی، خرید و فروش سهام شرکت را تحت تأثیر قرار دهد. نقدشوندگی اشاره بر میزان سرعت و سهولت در معامله دارد که در آن میتوان مقادیر هنگفتی از سهام را معامله نمود. نقدشوندگی یک معیار کلیدی از کیفیت بازار سرمایه است و برای رشد و توسعه بازار یک پیش شرط محسوب میگردد. نقدشوندگی به صورت مستقیم با بازده مورد انتظار سرمایهگذاران در رابطه با سرمایهگذاری ارتباط داشته و یک معیار اصلی تأثیرگذار بر کارایی قیمتگذاری دارایی است. همچنین ونگ و چیانگ2 (2006)، در پژوهش تحت عنوان «عدم تقارن اطلاعاتی و رفتار سرمایهگذاران پیرامون اعلام سود» رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و رفتار سرمایهگذاران را پیرامون زمان اعلام سود بررسی نمودند. نتایج پژوهش آنها نشان میداد که اگر اعلام سود عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش دهد، شاخص عدم تقارن اطلاعاتی در دوره قبل از اعلام، کمتر از دوره بعد از اعلان خواهد بود. همچنین اعلام سود سه ماهه عدم تقارن اطلاعاتی شرکت را بهویژه برای اخبار بد کاهش میدهد.
1-2 بیان مسأله
یکی از پدیدههای منفی که به طور معمول در بازارهای اوراق بهادار رخ میدهد، نبود تقارن اطلاعاتی است که به تصمیمگیریهای نامناسب اقتصادی توسط سرمایهگذاران منجر میشود. وجود اطلاعات متقارن ضرورتی برای مطرح شدن اقتصاد اطلاعات ایجاد نمیکند. از آنجا که در واقعیت افراد حاضر در بازار خاص نسبت به امر مورد نظر اطلاعات یکسانی ندارند لذا افراد با عدم تقارن اطلاعاتی مواجه بوده و از ناحیه امکان عدول از پرتفوی بهینه به آسانی امکانپذیر خواهد بود. براساس تئوری عدم تقارن اطلاعاتی، مدیران شرکتها، مزیت اطلاعات نهانی از درون شرکت دارند.(مهرانی و حیدری، 1392) مدیران به عنوان مسئول تهیه صورتهای مالی با آگاهی کامل بر وضعیت مالی شرکت و با برخورداری از سطح آگاهی بیشتر نسبت به استفادهکنندگان صورتهای مالی، به طور بالقوه سعی دارند که تصویر واحد تجاری را مطلوب جلوه دهند. همچنین ممکن است داراییها و سرمایه واحد تجاری بیشتر از میزان واقعی گزارش گردد. نتیجه کلی این عملیات چنین خواهد بود که تصویر واحد تجاری بهتر از وضعیت به نظر رسد و انگیزه سرمایهگذاری افراد برون سازمانی در واحد تجاری افزایش یابد. در این صورت شکاف اطلاعاتی بین استقادهکنندگان داخلی و خارجی بوجود میآید که در اصطلاح عدم تقارن اطلاعاتی3 نامیده میشود (خالقی، 1389). بعضی از استفادهکنندگان از جمله افراد درون سازمانی مانند؛ مدیران، تحلیلگران آنها و مؤسسههاست که از این افراد اطلاعات دریافت میکنند به اخبرا محرمانه دسترسی دارند.(اوهارا4، 2004) هرچه اطلاعات محرمانه بیشتر باشد، دامنهی تفاوت قیمتهای پیشنهادی خرید و فروش سهام بین سرمایهگذاران افزایش مییابد و در نتیجه بازده سرمایهگذارانی که به اینگونه اطلاعات دسترسی ندارد، کاهش مییابد.(لافوند5، 2004). با توجه به ضرورت عدم تقارن اطلاعاتی در این پژوهش به دنبال این سوال هستیم که چه رابطهای بین عدم تقارن اطلاعاتی با حجم نقدشوندگی، معاملات روزانه، قیمت سهام، نوسانپذیری بازده سهام وجود دارد؟

1-3 اهمیت و ضرورت انجام پژوهش
نظریه عدم تقارن اطلاعاتی، موضوعی مهم و بحث برانگیز در حسابداری مالی است که به طور معمول در بازار بورس اوراق بهادار رخ میدهد. براساس این نظریه، عدم تقارن اطلاعاتی به شکافهای اطلاعاتی، کیفیت، گزارشگری، قابل فهم بودن، ادراکی و ارزش تقسیم میشود. (وکیلیفرد و رستمی، 1389) هرچه دامنه مطرح شده بیشتر باشد، سطح شکاف ارزش و به دنبال آن فاصله بین قیمت مبادلاتی اوراق بهادار شرکتها از ارزش ذاتی آنها بیشتر خواهد بود که این امر، به تصمیمگیریهای نامناسب اقتصادی و مالی توسط سرمایهگذاران منجر خواهد شد. از آنجاییکه سرمایهگذاران به عنوان اصلیترین تأمینکنندگان منابع شرکتها هستند، عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایهگذاران، مسأله انتخاب نادرست را در تعیین قیمتهای پیشنهادی مناسب بهوجود میآورد. (بارون و هیلگیست6، 2007) به لحاظ اهمیت این موضوع در این پژوهش به دنبال این سوال هستیم که عوامل تاثیر گذار بر عدم تقارناطلاعاتی چیست؟
1-4 اهداف مشخص پژوهش
1-4-1 هدف اصلی
بررسی ارتباط بین عدم تقارن اطلاعاتی، معاملات، قیمت، نوسانپذیری و نقدشوندگی سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
1-4-2 اهداف ویژه
• تعیین رابطه بین معاملات روزانه سهام و عدم تقارن اطلاعاتی
• تعیین رابطه بین نوسانپذیری بازده سهام و عدم تقارن اطلاعاتی
• تعیین رابطه بین قیمت سهام و عدم تقارن اطلاعاتی
• تعیین رابطه بین نقدشوندگی سهام و عدم تقارن اطلاعاتی
1-4-3 هدف کاربردی
ارائه یافتههای پژوهش در قالب یک مدل به منظور تعیین عوامل مرتبط با عدم تقارن اطلاعاتی که نتایج بدست آمده میتواند مورد استفاده مدیران، سرمایهگذاران و کارگزاران بورس اوراق بهادار قرار گیرد.
1-5فرضیههای تحقیق
فرضیه اول: بین معاملات روزانه سهام و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
فرضیه دوم: بین نوسان بازده سهام و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
فرضیه سوم: بین قیمت سهام و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
فرضیه چهارم: بین نقدشوندگی سهام و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
1-6 متغیرهای مورد بررسی در قالب یک مدل مفهومی
منبع:(Boujelbene,2012)
1-7 تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای تحقیق
– عدم تقارن اطلاعاتی7 : یکی از پدیدههای منفی که بطور معمول در بازارهای اوراق بهادار رخ میدهد نبود تقارن اطلاعاتی است که به تصمیمگیریهای نامناسب اقتصادی توسط سرمایهگذاران منتهی میشود. عدم تقارن اطلاعاتی زمانی بهوجود میآید که یک طرف از قرارداد یا معامله از اطلاعات بیشتری آگاهی داشته باشد مشروط به اینکه از این اطلاعات در زمان برقراری ارتباط با طرف دیگر به طور مؤثر استفاده کند.(کلارکسون و همکاران8،2007) عدم تقارن اطلاعاتی بین شرکتها و سرمایهگذران سبب میشود که هزینه تأمین مالی داخلی و خارجی متفاوت باشد بهطوریکه تأمین مالی خارجی هزینه بیشتری برای شرکت به همراه خواهد داشت، بهعبارت دیگر عدم تقارن اطلاعاتی تأمین منابع مالی خارجی را شکسته سازد، زیرا افراد خارج از شرکت میخواهند مطمئن باشند که اوراق بیش از اندازه قیمتگذاری نشده باشد.
– معاملات سهام: در این پژوهش به سهام مبادله شده شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از لحاظ حجم وتعداد سهام مبادله شده گفته میشود.
– نقدشوندگی سهام: قابلیت تبدیل اوراق بهادار به پول نقد (وبر عکس) با کمترین هزینه معاملاتی ممکن.
– نوسانپذیری بازده سهام: نوسانپذیری سود یکی از متغیرهای سری زمانی کیفیت سود است. نوسان بیشتر با ریسک بالاتر همراه است و معلول عوامل متعددی است
– حجم معاملات سهام i در سال t (voli,t) : حجم معاملات (تعداد سهام معامله شده) سهام i در طول سالt تقسیم بر تعداد سهام شرکت i در پایان سال t .
– قیمت سهام شرکت i در سال t (PRICEi,t): متغیر قیمت سهام شرکت i برابر با لگاریتم طبیعی قیمت سهام در پایان سال t.
– نقدشوندگی بازار در سال t (Liqi,t): در این پژوهش جهت محاسبه میزان نقدشوندگی بازار از مدل زیر استفاده میشود؛ ri,d,t بیانگر بازده سهام i در روز d در سال t میباشد. همچنین Vi,d,t حجم ریالی معاملات سهام i در روز d از سال ف بوده و Dn نماینده تعداد روزهای معامله سهم در سال t است. حاصل این معادله برابر با منفی میانگین نمونه است. بنابراین هرچه حاصل معادله منفیتر باشد، نقدشوندگی کمتر خواهد بود. نقدشوندگی بازار برابر است با میانگین حسابی کلیه نتایج نقدشوندگی شرکتهای بازار و در نهایت سریهای زمانی حاصله در نسبت ارزش کل بازار در پایان سال t-1 به ارزش بازار در پایان سال صفر ضرب خواهد شد.(جلیلی و همکاران، 1391)
– نوسانات سود- عبارت است از انحراف استاندارد در سود های طی چند سال اخیر(دایچو وتانگ9 2009) .
1-8 قلمرو پژوهش
1-8-1 قلمرو موضوعی: بررسی ارتباط بین عدم تقارن اطلاعاتی، معاملات، قیمت، نوسانپذیری و نقدشوندگی سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
1-8-2 قلمرو زمانی: زمان انجام این پژوهش پاییز و زمستان سال 1392-1387 میباشد.
1-8-3 قلمرو مکانی پژوهش: جامعه آماری پژوهشدر برگیرنده تمامی شرکتهای عضو بورس اوراق بهادار تهران است.
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه پژوهش
2-1 مقدمه
تقارن اطلاعاتی هنگامی شکل میگیرد که مدیران و بازار اطلاعات یکسانی درباره شرکت دارند بنابراین مدیران و بازار، عدم اطمینان درباره شرکت را به صورت یکسان تحمل میکنند. اما در صورت عدم تقارن اطلاعاتی ، مدیران به دلیل دارا بودن اطلاعات خصوصی و محرمانه درباره شرکت اطلاعات بیشتر و بهتری نسبت به بازار، در اختیار دارند. یعنی به اطلاعات شرکت قبل از اطلاع بازار دسترسی دارند. اطلاعات خاص شرکت، در طول زمان از طریق رویدادهای افشاکننده اطلاعات به بازار انتقال مییابد. بازار تا قبل از افشا، مقداری عدم اطمینان درباره شرکت دارد. عدم تقارن اطلاعاتی شرکت برابر است با کل عدم اطمینان درباره شرکت، زیرا احتمال میرود مدیران و بازار به یک اندازه از تأثیر متغیرهای بازار بر ارزش شرکت آگاهی داشته باشند. (احمد پور و عجم، 1389) واکنش بازار به اعلان سود می تواند اولین معیار عدم تقارن اطلاعاتی شرکت از طریق افشای اطلاعات باشد. اعتقاد بر این است که اعلان و پرداخت سود سهام به سهامداران میتواند سطح عدم تقارن اطلاعاتی دربارهی شرکت را کاهش دهد. عدم تقارن اطلاعاتی میتواند بر حسب محیط اطلاعاتی، کثرت اعلانهای عمومی و تعداد معاملات شرکت تعیین شود و همچنین تحت تأثیر رفتارمدیران یا بازار قرار گیرد. عدم تقارن اطلاعاتی زمانی به وجود میآید که یک یا چند سرمایه گذار، اطلاعات خصوصی مربوط به ارزش شرکت را در اختیار دارند. (ستایش و همکاران، 1390) آکرلوف10 (1970) نشان داد که در بازار با عدم تقارن اطلاعاتی، میانگین ارزش کالاها تمایل به کاهش دارد، حتی اگر کیفیت آنها مطلوب باشد. در شرایط عدم تقارن اطلاعاتی، سرمایه گذاران ناآگاه یا کم اطلاع، نگران مبادله با سرمایهگذاران دارای اطلاعات خصوصی یا اطلاعات بیشتر هستند. به طور کلی، یک سرمایهگذار ناآگاه نگران این است که یک سرمایهگذار آگاه ممکن است به فروش (خرید) اوراق بهادار بپردازد، تنها به این دلیل که قیمت جاری، با توجه به اطلاعات در اختیار مبادلهگر آگاه، بسیار بالا (بسیارپایین) است. (ستایش و همکاران، 1390) از این رو، عدم تقارن اطلاعاتی به عنوان یک عامل ریسک از سوی سرمایهگذاران ناآگاه تلقی میگردد. (هو آ11، 2011) در همین ارتباط مرتون12 (1987) بیان داشت که ممکن است سرمایهگذاران ناآگاه اقدام به کاهش و یا حذف سهامدارای اطلاعات خصوصی از پرتفوی خویش نمایند. فریجنز وهمکاران13 (2007) بیان داشتند وجود گروههایی که دارای اطلاعات خصوصی هستند موجب افزایش عدم تقارن اطلاعاتی و احتمالاً افزایش تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش و در نتیجه هزینه معاملات میگردد. ورکچیا14 (2001) افزایش در هزینه معاملات را که برخاسته از مساله گزینش نامناسب میباشد به عنوان یکی از اجزای هزینه سرمایه در نظر گرفت. و به تعبیری این جزء از هزینه سرمایه، جزء ناشی از عدم تقارن اطلاعاتی میباشد. وی با توجه به ادبیات گسترده عدم تقارن اطلاعاتی نشان داد که چنین شرکتهایی کمتر از حد ارزشیابی میگردند و باید برای جبران ریسک اضافی ناخواسته، صرف ریسک بیشتری را ایجاد نمایند. به طور کلی باید عنوان کرد که بر اساس تحلیلهای تئوریک و شواهد تجربی افزایش عدم تقارن یا نابرابری اطلاعات، با کاهش تعداد معاملهگران، هزینههای زیاد معاملات، نقدینگی پایین اوراق بهادار و حجم کم معامله رابطه دارد و در مجموع منجر به کاهش سودهای اجتماعی ناشی از معامله می شود. (خوش طینت و یوسفی، 1386)
2-2 مبانی نظری
2-2-1 نظام راهبری شرکتی و عدم تقارن اطلاعاتی
برخی از پژوهشها نشان میدهد، هیئتمدیرههایی که عملکرد مؤثرتری دارند، از افشای اطلاعات بیشتری برخوردارند.(آنجلیکا و همکاران15، 2005، کارامونو و وافیس16، 2005) این انتشار اطلاعات نه تنها گزارش درآمدها و سودهای واقعی را شامل میشود بلکه افشاهای اختیاری مانند پیش بینیهای مدیریت و انتشار اطلاعات دیگر را نیز در بر می گیرد. دیاموند17 (1985) نشان داد که راهبری شرکتی برای کاهش دقت اطلاعات خصوصی نسبت به اطلاعات عمومی تأثیرگذار است و افزایش میزان افشا انگیزهی لازم برای پیگیری اطلاعات خصوصی را کاهش میدهد. استقرار مناسب سازوکارهای نظام راهبری شرکتی، اقدامی اساسی برای استفاده ی بهینه از منابع، ارتقای سطح پاسخگویی شفافیت، رعایت انصاف و حقوق همهی ذی نفعان شرکتها است. فدراسیون بین المللی حسابداران در سال 2004 ، نظام راهبری شرکتی را چنین تعریف کرده است: نظام راهبری شرکت عبارت از مسئولیتها و شیوههای بهکار برده شده توسط هیئت مدیره و مدیران موظف با هدف مشخص کردن مسیری راهبردی است که تضمینکنندهی دستیابی به هدفها، کنترل ریسکها و مصرف مسئولانهی منابع است. نظام راهبری شرکتی موجود در یک کشور با شماری عوامل داخلی، از جمله ساختار مالکیت شرکتها، وضعیت اقتصادی، سیستم قانونی، سیاستهای دولتی و فرهنگ، تعیین میشود. ساختار و چارچوب قانونی از اصلیترین و تعیینکنندهترین عوامل نظام راهبری شرکت هستند. همچنین، عوامل خارجی از قبیل میزان جریان سرمایه از خارج به داخل، وضعیت اقتصاد جهانی و سرمایهگذاری نهادی برونمرزی بر سیستم راهبری شرکتی موجود در یک کشور تأثیر دارند.(حساس یگانه، 1386) از جمله سازوکارهای نظام راهبری شرکت میتوان به معیارهای درصد اعضای غیرموظف هیئت مدیره و درصد سرمایهگذاران نهادی اشاره کرد که در ادامه توضیح داده میشود.
➢ اعضای غیرموظف هیئت مدیره
وظیفهی اصلی مدیران غیر موظف، اطمینان دادن از این است که مدیران موظف، سیاست های خود را منطبق برمنافع سهام داران تعقیب میکنند. مدیران غیراجرایی باید از دو ویژگی برخوردار باشند تا بتوانند نقش نظارتی خود را بهخوبی ایفا کنند:1) استقلال و2) حساسیت و نگرانی آنها برای حفظ جایگاه خود در بازار کارا. (فاما و ینسن18، 1983).
➢ سرمایهگذاران نهادی
سرمایهگذاران نهادی، مؤسسههایی هستند که به خرید و فروش حجم بالایی از اوراق بهادار میپردازند. براساس کتابها و مقالات موجود، بانکها، شرکتهای بیمه، صندوقهای بازنشستگی، شرکتهای سرمایهگذاری و مواردی از این دست جزو سرمایهگذاران نهادی قلمداد میشوند. سرمایهگذاران نهادی با استفاده از حق رأی در تصمیمگیریها و ساختار هیئت مدیرهی شرکت نفوذ میکنند و میتوانند یکی از منابع نظارت برعملکرد مدیریت شرکت باشند. براساس نظر گیلان و استارکس19 (2003 ) سهام داران نهادی و به ویژه سهام داران نهادی خارجی، نقش اصلی را در شکلگیری تغییرات در بسیاری از سیستمهای راهبری شرکتی داشتهاند.
زمانی که یکی از طرفین معامله نسبت به طرف دیگر دارای مزیت اطلاعاتی باشد، گفته میشود که سیستم اقتصادی از دیدگاه اطلاعات، نامتقارن است. از مهمترین معیارهای عدم تقارن اطلاعاتی اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام است. اختلاف قیمت پیشنهادیخرید و فروش سهام به صورت مطلق و نسبی محاسبه میشود و بیشترین استفادهی صورت گرفته در پژوهشهای مختلف از جمله پژوهشهای داخلی ایزدی نیا و رسائیان (1389)، مهرانی و رسائیان (1388)، صلواتی و رسائیان (1386) و احمد پور و رسائیان (1385) بوده که ازفرمول زیر برای محاسبهی اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش نسبی سهام استفاده کردهاند.
بررسی رابطهی برخی ابزارهای نظام راهبری شرکتی مانند درصد سرمایهگذاران نهادی و درصد اعضای غیرموظف هیئت مدیره با معیار اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام که شاخص عدم تقارن اطلاعاتی است، نشان داده میشود. میان راهبری شرکتی و عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه ارتباط معکوسی وجود دارد، چرا که با افزایش سطح کیفی راهبری شرکتی عدم تقارن اطلاعاتی کاهش مییابد. پژوهشهای انجا مشده در این زمینه که در ادامه به برخی از آ نها اشاره میشود نیز مؤید همین مطلب است (اعتمادی و رسائیان، 1389). چانگ و همکاران20 (2009) به این نتیجه رسیدند که شرکتهای دارای راهبری شرکتی بهتر اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام کمتر و شاخص کیفیت بازار بالاتری دارند و احتمال معاملات مبتنی بر اطلاعات نهانی نیز در آنها کمتر است. کاناگارتنام و همکاران21 (2005) به بررسی رابطهی نقدشوندگی سهام با اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام پرداختند که نتایج بیانگر رابطهی منفی بین اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام با کیفیت راهبری شرکتی است. وافیس22 (2005) نشان داد که کیفیت بهتر هیئت مدیره باعث کاهش عدم تقارن اطلاعاتی میگردد. کارامانو و وافیس (2005) به این نتیجه رسیدند که شرکتهای دارای هیئت مدیرهی کاراتر پیش بینیهای سود مناسبتر و دقیقتری خواهند داشت. بوتوسان واستنفور23 (2005) بیان کردند که در شرکتهای دارای راهبری شرکتی مناسبتر همیشه مقادیر و کیفیت اطلاعات افشاشده توسط مدیریت افزایش مییابد و از طرفی عدم تقارن اطلاعاتی کمتر خواهد شد . لئوز و همکاران24 (2003) نشان دادند که راهبری شرکتی قوی و مؤثر با کاهش عدمتقارن اطلاعاتی در مورد سهام شرکت باعث افزایش شفافیت مالی و عملیاتی میشود. جنینگز و همکاران25 (2002) به این نتیجه رسیدند که درصد بالای سرمایهگذاران نهادی سبب کاهش اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام و در نتیجه افزایش نقدشوندگی سهام میگردد. در ایران، ایزدی نیا و رسائیان (1389) به این نتیجه رسیدند که بین پراکندگی مالکیت و نقدشوندگی سهام رابطهی معنیداری وجود ندارد . ایزدینیا و رسائیان (1388) نشان دادند که تقریبا 27 درصد تغییرات در اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام، با تغییر در کیفیت سود توضیح داده میشود. نوروش و همکاران (1388) در پژوهش خود به وجود رابطهی منفی و معنادار بین درصد اعضای غیر موظف هیئت مدیره و همچنین درصد مالکیت سرمایهگذاران نهادی با هزینههای نمایندگی پی بردند.
2-2-2 عدم اطمینان اطلاعاتی
عدم اطمینان اطلاعاتی سابقهای طولانی در ادبیات مالی دارد و پیشینه آن حتی به پیش از تئوریهای نوین مالی باز میگردد. نایت26 (1928) در اثر مشهور خود میان ریسک و عدم اطمینان تمایز برقرار نمود. بر مبنای نظر وی ریسک را میتوان به طورضمنی از طریق تعیین احتمال هر یک از پیامدهای ممکن اندازهگیری کرد. اما در مورد عدم اطمینان، اطلاعات دقیق و کاملی برای ارزیابی و تعیین احتمال مربوط به آن وجود ندارد. السبرگ27 (1961) در یکی از نخستین تحقیقاتی که موجب ایجاد علاقه نسبت به موضوع عدم اطمینان اطلاعاتی در تحقیقات دانشگاهی گشت، به این نتیجه دست یافت که افراد علاوه بر ریسک، نسبت به عدم اطمینان اطلاعاتی نیز واکنش منفی نشان میدهند و از آن گریز دارند. با طرح تئوری پرتفوی مارکوئیتز28 (1952) تمرکز تحقیقات مالی در زمینه قیمتگذاری داراییها عمدتأ بر ریسک و پاداش پذیرش آن متمرکز گشت. مدلهای نئوکلاسیک قیمتگذاری داراییها نظیر مدل قیمتگذاری داراییهای سرمایهای شارپ29 (1964) بر این فرض استوارند که توزیع دریافتیهای حاصل از داراییهای ریسکی برای همه سرمایهگذاران قبل از اتخاذ تصمیمات سرمایهگذاری آشکار میباشد. هم چنین این مدلها بر فرض کامل بودن اطلاعات متکی هستند و بدین ترتیب مساله عدم اطمینان اطلاعاتی را نادیده میانگارند. عدم اطمینان اطلاعاتی به معنای ابهام پیرامون ارزش بنیادی شرکت میباشد که ممکن است از دو منبع متفاوت ناشی گردد: 1) ویژگیهای ذاتی کسب و کار یا صنعت، نظیر نوآوریهای تکنیکی و مخارج نحقیق و توسعه بالا، و 2) رویههای افشای شرکت، شامل استانداردهای حسابداری و افشای داوطلبانه مدیران (ژانگ30، 2006). منبع نخست را میتوان به فرصتهای رشد و منبع دوم را به عدم تقارن اطلاعاتی مربوط دانست. اگرچه هر دو منبع عدم اطمینان میتواند تصمیمات سرمایهگذاری به وسیله مشارکتکنندگان بازار را تحت تاثیر قرار دهد، اما از دیدگاه سرمایهگذاران مکانیزم و پیامدهای این دو کاملاً متفاوت میباشد. در رابطه با عدم تقارن اطلاعاتی، سرمایهگذاران تمایل کمتری به نگهداری سهام دارای اطلاعات خصوصی دارند (وانگ31، 1993) . در صورتیکه عدم اطمینان اطلاعاتی ناشی از فرصتهای رشد، به اشتباه ناشی از عدم تقارن اطلاعاتی تلقی گردد، شرکتهای دارای عدم اطمینان اطلاعاتی بیشتر، باید نرخ بازده نسبی بالاتری را برای جذب سرمایه گذاران فراهم آورند (هو آ32، 2011).
از دیدگاه سرمایهگذاران، عدم اطمینان بالا ممکن است به دلیل کمبود اطلاعات عمومی در دسترس و یا فقدان عملکرد تاریخی باشد. بدون ارائه و انتشار اطلاعات کافی و دقیق به وسیله شرکتها، سرمایه گذاران با عدم اطمینان بالایی برای ارزشیابی شرکت مواجه میشوند (هو آ33، 2011). ادبیات گسترده عدم تقارن اطلاعاتی نشان داده است که چنین شرکتهایی کمتر از حد ارزشیابی میگردند و باید برای جبران ریسک اضافی ناخواسته، صرف ریسک بیشتری را ایجاد نمایند (ورکچیا34، 2001). مرتون35 (1987) با توجه به تئوری اطلاعات ناقص بیان داشت، سرمایهگذاران عدم اطمینان اطلاعاتی را به عنوان یک منبع ریسک عدم تقارن اطلاعاتی در نظر میگیرند. سهام با عدم اطمینان اطلاعاتی بالاتر باید با تخفیف قیمتگذاری شود تا با جبران عدم اطمینان مربوطه انگیزهای برای سرمایهگذاران ناآگاه برای نگهداری از این دسته از داراییها فراهم نماید.
2-2-3 عدم تقارن اطلاعاتی
یکی از نکات مهم در مورد بورس اوراق بهادار، بحث کارایی بازار است که بر طبق آن تمام اطلاعات موجود در بازار، اثر خود را بر روی قیمت سهام منعکس میکنند. شاید بتوان از دیدگاه فرضیه بازار کارا، دلیل وجود حسابداری را عدم تقارن اطلاعاتی بیان کرد که در آن یکی از طرفین مبادله، اطلاعات بیشتری را نسبت به طرف مقابل در اختیار دارد. این امر به علت معاملات و اطلاعات درون گروهی به وجود میآید. (احمدپور کاسگری و عجم، 1389)
اولین بار در سال 1970 نظریه عدم تقارن اطلاعاتی توسط اکرلوف ، اسپنس و استیگلیتز36 (1970) ارائه شد. این پژوهشگران نشان دادند که عدم تقارن اطلاعاتی میتواند موجب افزایش گزینش مغایر در بازارها شود که این امر قبل از وقوع معامله برای افراد به وجود میآید .آنها نوعی بازار را به تصویر میکشند که در آن فروشنده نسبت به خریدار اطلاعات بیشتری را در اختیار دارد. تینیک37 (1972) بیان میکند که در ادبیات مالی، دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام از سه بخش هزینه پردازش سفارش ، هزینده نگهداری موجودی و هزینه گزینش معکوس، تشکیل میشود. هزینه پردازش سفارش مبلغی است که بازارسازها برای آماده بودن برای انجام سفارشهای خرید و فروش ، هزینه میکنند.(تینیک، 1972) هوو استال3 (1981) که قسمت هزینه نگهداری موجودی را مدلسازی کردند، بیان میکنند که هزینه معاملات باعث میشود بازارسازها پرتفوی متنوع نگهداری نمایند تا از این طریق بتوانند هزینههای خود را پوشش دهند. در نهایت، گزینش معکوس که توسط کاپلند و گالی38 (1983) و گلشتن و میلورام39 (1985) مطرح شد، نشانهنده یک امر جبرانی برای معاملهگران جهت پذیرش ریسک معامله با افرادی است که احتمال دارد اطلاعات با اهمیت و محرمانهای در اختیار داشته باشند. به بیان دیگر، اگر بخش عمدهای از بازار را افراد غیرمطلع تشکیل دهند، بازارسازها دامنه تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام را افزایش میدهند تا از این طریق ریسک گزینش معکوس را جبران کنند.
بر طبق مدل عدم تقارن اطلاعاتی که کاپلند و گالی (1983) و گلتشن و میلورام (1985) ارائه کردند، در بازار میتوان دو نوع معامله کرد را متصور شد: الف) معاملهگران نقد ب) معاملهگران مطلع. معاملهگران مطلع به این خاطر اقدام به انجام معامله میکنند که دارای اطلاعات محرمانهای هستند که در قیمتها منعکس نشده است . در حالیکه معاملهگران نقد (سرمایهگذاران غیرمطلع) تنها به دلیل دارا بودن نقدینگی به انجام مبادله اقدام میکنند. البته این مدلها بر روابط بین تفاوت قیمت خرید و فروش و افراد مطلع در بازار اشاره دارند. بازارسازها از انجام معامله با افراد مطلع دچار زیان میشوند و این زیان را از طریق گسترش دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام جبران میکنند. بر اساس این مدل، عدم تقارن اطلاعاتی در بازار منجر به افزایش دامنه قیمتهای پیشنهادی میشود.
اوهارا40 (2003) و ایزلی و اوهارا41 (2004) معتقدند که عدم تقارن اطلاعاتی بر روی قیمتها تاثیر گذاشته و به عنوان شاخصی از هزینه سرمایه شرکتهاست. آنها بیان میکنند که عدم تقارن اطلاعاتی بین معاملهگران بازار منجر به انتخاب و نگهدداری پرتفویهای مختلف و گوناگون توسط آنها میشود. لذا معاملهگران دارای اطلاعاتاند ، تلاش خواهند کرد تا داراییهایی را نگهداری کنند که بتواند ضعف ناشی از اطلاعدات نابرابر را جبران کند. این مسئله منجر خواهد شد تا قیمت اوراق بهاداری که میزان عدم تقارن اطلاعاتی آنها بالاست ، کاهش پیدا کرده، نقدشوندگی آنها نیز کاهش و هزینه داد و ستد آنها در زمدان خرید و فروش افزایش یابد. سرمایهگذاران برای اضافه هزینه معاملاتی پرداخت شده ، پاداش بیشتری مطالبه کرده و در نتیجه هزینه سرمایه مرتبط با این شرکتها افزایش می یابد . با کاهش عدم تقارن اطلاعاتی از طریق افشای اطلاعات خصوصی و بهبود کیفیت افشا ، شرکتها قادر خواهند بود، عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه مبادله اوراق بهادار و بدین ترتیب هزینه سرمایه را کاهش دهند.
2-2-3-1 عوامل مؤثر بر عدم تقارن اطلاعاتی
نظریه عدم تقارن اطلاعاتی، موضوعی مهم و بحث برانگیز در حسابداری مالی است که به طور معمول در بازار بورس اوراق بهادار رخ میدهد (کلاکسون و همکاران42، 2007). بر اساس این نظریه، عدم تقارن اطلاعاتی به شکافهای اطلاعاتی43، کیفیت44، گزارشگری45، قابل فهم بودن46، ادراکی47 و ارزش تقسیم میشود (وکیلی فرد و رستمی، 1389). هر چه دامنه مطرح شده بیشتر باشد، سطح شکاف ارزش و به دنبال آن فاصله بین قیمت مبادلاتی اوراق بهادار شرکتها از ارزش ذاتی آنها بیشتر خواهد بود که این امر، به تصمیمگیریهای نامناسب اقتصادی و مالی توسط سرمایهگذاران منجر خواهد شد (وکیلی فرد و رستمی، 1389، کلاکسون، 2007). از آنجایی که سرمایهگذاران به عنوان اصلیترین تامینکنندگان منابع شرکتها، متقاضی اطلاعات کامل و درست شرکتها هستند، عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایهگذاران، مسأله انتخاب نادرست را در تعیین قیمتهای پیشنهادی مناسب به وجود میآورد (بارُن و هالیجست48، 2007). به لحاظ اهمیت این موضوع ، تعیین عواملی که بر عدم تقارن اطلاعاتی اثرگذار است، ضروری به نظر می رسد . در ادبیات تحقیق، دو دسته سنجه برای عدم تقارن اطلاعاتی قابل شناسایی است: الف) سنجههای مبتنی بر بازار، شامل اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام و انتخاب نادرست (برنان و سابراه منیام49، 1996)، ب) سنجه های مبتنی بر حسابداری، شامل نسبت هزینه تحقیق و توسعه به فروش (برس و کازینک50، 1999، برس و همکاران،51 2001) و کیفیت ارقام تعهدی متناسب شده (فرانسیس و همکاران52، 2005).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-2-3-2 سنجههای عدم تقارن اطلاعاتی مبتنی بر حسابداری
کیفیت اقلام تعهدی: تعدیلات موقتی هستند که جریانهای نقدی را طی دورههای زمانی مختلف، انتقال میدهند. مزیت عمده این انتقال آن است که ارقام تعدیل شده، تصویر درستتری از عملکرد اقتصادی شرکت ارائه می دهد (دیچو و دچو53، 2002). مقایسه اقلام تعهدی با تحقق جریان نقدی، این امکان را فراهم میکند که کیفیت اقلام تعهدی و کیفیت سود، درست ارزیابی شود (محمدی، 1390). شرکتهای با کیفیت اقلام تعهدی نامناسب، محیط عملکردی متغیر و ناپایدار خواهند داشت و پیشبینی سود در آنها سختتر خواهد بود. بنابراین، کیفیت اقلام تعهدی پائینتر با کیفیت سود پایینتر و عدم تقارن اطلاعاتی بالاتر مرتبط خواهد بود (هوگس و همکاران54، 2005).
2-2-3-3 سنجه های عدم تقارن مبتنی بر مبناهای بازار
اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام 55در بازارهای سرمایهای که توزیع اطلاعات به صورت نامتقارن صورت گرفته باشد؛ فروشنده خواستار قیمت بالاتری برای سهام است و خریدار نیز به علت نداشتن اطلاعات کافی در باب ارزیابی سهام مذکور، متوسط قیمت برای سهام را پیشنهادمیکند. در ادبیات مالی، فاصله غیر معمول قیمت پیشنهادی خرید و فروش را نمایشگر سطح عدم تقارن اطلاعاتی بین خریداران و فروشندگان میداند (وکیلی فرد و رستمی، 1389). بنابراین، اگر در بازار، دارنده اطلاعات خصوصی وجود داشته باشد، در این صورت، بخشی از اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام ناشی از عدم تقارن اطلاعاتی است (اُهارا و اُولدفیلد56، 1986). افزایش اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام، پدیدهای صرفأ اطلاعاتی است که با عدم تقارن اطلاعاتی بالاتر مرتبط خواهد بود .

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید