پايان‌نامه کارشناسي ارشد
گروه: کلام شيعه
عنوان
بررسي و نقد آيات ابتلاء، مباهله، و صادقين در کتاب تفسير المنار رشيد رضا
استاد راهنما
حجت‌الاسلام و المسلمين ابوالقاسم رشيدپور
استاد مشاور
حجت الاسلام و المسلمين محمد انصاري
نگارنده
محمد صفاريان
مرداد 1393
s
کليه‌ي حقوق اين پايان‌نامه، اعم از چاپ، تکثير، نسخه‌برداري، ترجمه، اقتباس و… براي دانشگاه اميرالمؤمنين? اهواز محفوظ است.نقل مطالب با ذکر مأخذ، بلامانع است.
اهدا
اين اثر ناچيز را به محضر أبو الأئمه حضرت اميرالمومنين علي بن ابي طالب پيشکش مي نمايم و با توسل به همسر گراميشان حضرت زهراي مرضيه سلام الله عليها ام الائمه، آرزوي شفاعت از سيد الکونين حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي صل الله عليه و آله را دارم و اميدوارم مورد امضاي فرزند بزرگوارشان، امام حيّ، مهدي منتظر عجل الله تعالي، قرار گيرد.
تشکر و تقدير
با تشکر و سپاس فراوان از اساتيد و بزرگواراني که دانشگاه اميرالمومنين? را تأسيس نمودند، به ويژه حضرت آيت الله موسوي جزايري (دامت برکاته) که با مجاهدت مجدانه و مخلصانه خود، جوامع اسلامي و ديني را از فيوضات معارف ناب الهي بهره مند ساختند.
و از زحمات اساتيد راهنما و مشاور، حجج اسلام رشيدپور و انصاري کمال تشکر و قدرداني را دارم.
باسمه تعالي
چکيده پايان نامه کارشناسي ارشد
دانشگاه اميرالمؤمنين?عنوان پايان‌نامه:
بررسي و نقد آيات ابتلاء، مباهله، و صادقين در کتاب تفسير المنار رشيد رضانام نويسنده:
محمد صفارياناستاد راهنما:
حجت‌الاسلام و المسلمين ابوالقاسم رشيدپوراستاد مشاور:
حجت‌الاسلام و المسلمين محمد انصاريدانشکده:
حکمت و کلامگروه:
کلامرشته تحصيلي:
کلام شيعهتاريخ تصويب:
تاريخ دفاع:
تعداد صفحات:
چکيده پايان‌نامه:
در ميان آياتي که بر مبحث امامت دلالت دارند، آيه ابتلاء ناظر به امامت عامه و آيات مباهله و صادقين دلالت به امامت و برتري اهل بيت پيامبر اکرم? بر ديگران دارند.در آيه ابتلاء، عمده بحث بر سر جمله “قال اني جاعلک للناس اماما” است که نتيجه ابتلاي حضرت ابراهيم? و اعطاي مقام بالاتري از نبوت است. ولي رشيدرضا اين جمله را جداي از ما قبل تفسير کرده و امامت را همان نبوت و رسالت مي داند، که با توجه به سياق آيه و برخي روايات، حرف او رد شده است. آيه ديگر، آيه مباهله است، پيامبر اکرم? در روز مباهله در حالي که دست امام حسن? و امام حسين?را به دست داشت و اميرالمومنين? و حضرت زهرا? همراه ايشان بودند، براي مباهله با نصاراي نجران حاضر شدند. اين اقدام، بر اساس روايات شيعه و اهل سنت بر برتري امام علي? و اهل بيت? اشاره دارد. در مقابل اکثريت انديشمندان اهل سنت که با نظريه شيعه در تطبيق آيه موافقند، برخي مثل رشيدرضا، در روايات و انطباق آنها تلاش در جهت تحريفشان نموده اند. علماي شيعه در ذيل اين آيه شريفه به دو شيوه استدلال کرده اند: اول اينکه نفس پيامبر? بودن به معناي حقيقي غير ممکن است، پس معناي مجازي آن يعني تساوي در تمامي شئونات است، و مقصود مساوات در تمامي جهات بجز نبوت است، (مانند: عصمت، أولي بالمومنين و…). دليل ديگر اين است که به وسيله اثبات افضليت توسط اين آيه صغراي استدلال عقلي فراهم مي شود که کبراي آن قبح تقدم مفضول بر افضل است. در آيه صادقين عمده استدلال بوسيله آن بر لفظ “صادقين” و لزوم اتباع از آن است. کلمه “صدق” در اصل به معناي مطابقت گفتار و يا خبر، با خارج است و مجازا در اعتقاد و عزم و اراده و عمل نيز استعمال شده است. در اين آيه مقصود از صدق، معناي مجازي و وسيع آن است، نه معناي لغوي و خاص آن. صاحب المنار در تفسير آيه از کنار آن به سادگي عبور نموده و با عام دانستن معناي صادقين در آيه، از روايتهاي مختلفي که از طرق شيعه و اهل سنت، در تطبيق صادقين به امام علي? و امامان شيعه وارد شده، چشم پوشي کرده است. ولي مفسران شيعه “صادقين” در آيه را به دو دليل، حمل بر اميرالمومنين? کرده اند: يکي معيت و همراهي با آنها و ديگري اطلاق در دستور به تبعيت از ايشان. واژگان کليدي: آيه ابتلاء. مباهله. صادقين. تفسير المنار. رشيدرضا
فهرست مطالب
فهرست مطالب‌أ
مقدمه1
فصل اول4
کليات4
اول: تعريف و محدوده مسئله5
دوم: پيشينه موضوع6
سوم: ضرورت تحقيق7
چهارم: اهداف تحقيق8
پنجم: سؤال اصلي9
ششم: سؤالات فرعي9
هفتم: فرضيه اصلي10
هشتم: فرضيه‌هاي فرعي10
نهم: معرفي مفسرين المنار11
معرفي تفسيرالمنار (تفسير القرآن العظيم)16
نقش احاديث در تفسير المنار18
شيوه نقد روايات در المنار23
فصل دوم26
بررسي آيه ابتلاء26
آيه:27
اول: تبيين و بررسي ديدگاه صاحب المنار28
الف: تبيين نظرات28
ب: نقد و بررسي32
ديدگاه اهل سنت:34
ديدگاه شيعه:37
دوم: تبيين آيه ابتلاء از ديدگاه اماميه43
الف: واژه شناسي43
ب: بررسي دلالت آيه ابتلاء45
نتيجه گيري فصل:53
فصل سوم54
بررسي آيه‌ي مباهله54
آيه:55
اول: تبيين و بررسي ديدگاه صاحب المنار56
الف: تبيين نظرات56
ب: نقد وبررسي58
دوم: تبيين آيه مباهله از ديدگاه اماميه62
الف: واژه شناسي62
ب: بررسي دلالت آيه مباهله64
اثبات ولايت امام علي(ع):69
نتيجه گيري فصل:71
فصل چهارم77
بررسي آيه صادقين77
آيه:78
اول: تبيين و بررسي ديدگاه صاحب المنار79
الف: تبيين نظرات79
ب: نقد وبررسي81
الف: قرائت ابن مسعود81
ب: خاص يا عام بودن صادقين81
ج: رواياتي که صادقين را امام علي? معرفي کرده اند82
ارزيابي تقرير فخر رازي84
دوم: تبيين آيه صادقين از ديدگاه اماميه86
الف: واژه شناسي86
ب: بررسي دلالت آيه صادقين87
نتيجه گيري فصل:90
فهرست منابع و مآخذ91
مقالات99
نرم افزارها99
سايت‌ها100

مقدمه
مسئله ي امامت از جمله مسائل مهم در شريعت مقدس اسلام ميباشد که همواره در طول تاريخ اسلام مورد نقد و بررسي صاحبان انديشه و فکر قرار مي‌گرفته و تا به حال نيز چنين است و عمده ي تنش‌ها و اختلاف‌هاي ميان مذاهب اسلامي نيز از همين موضوع سرچشمه مي‌گيرد.حتي به نحوي مي‌توان اختلاف‌هاي در مسئله‌هاي فرعي را به اين موضوع برگرداند.
يکي از مسائلي که مي‌تواند اين اختلافات را کاهش دهد، تبيين مباني مذاهب بر پايه اصول مسلم و مستحکم، در مسئله ي امامت است.هنگامي که سخن از اختلاف و نزاع از نوع علمي آن به ميان مي‌آيد، راه حل چيست؟ آيا بايد با جدال و مراء به مقابله ي با اين اختلافات پرداخت؟ آيا با توهين و متهم کردن مباني، مي‌شود راه حق را پيدا کرد؟ راه حل چيست؟ قرآن کريم اين معجزه جاودان خاتم الانبياء صلي اله عليه و آله، پاسخ اين سؤالات را اين چنين بيان مي‌کند: “هرگاه در مسئله اي نزاع کرديد آن را به خدا و پيامبر ارجاع دهيد… 1” آري حکم کننده واقعي خداوند و رسول گراميش مي‌باشند و هر حاکمي که به غير از آنان و کساني که آنان تأييد کرده اند، صلاحيت اين مهم را ندارد.
از جمله مواردي که قضاوت آن محکوم به بطلان است، هواي نفس و تعصبات بي جاست که تمامي اين موارد در رديف قضاوت‌هاي طاغوت به شمار مي‌رود، 2 وما مأمور به دشمني و کفر به طاغوت و مصاديق آن شده ايم.پس در مسئله ي امامت و شرايط و وظايف آن، که همواره خاستگاه و محل بسياري از اختلافات بوده اند، بايد بنگريم که قرآن کريم و سنت قطعيه ي رسول اکرم صلي الله عليه و آله، چه حکمي و چه تصويري از آن ارائه مي‌دهند تا آن را معيار خود در عمل به دين قرار دهيم.

فصل اول
کليات
اول: تعريف و محدوده مسئله
بحث در امامت در دو مقام مطرح است ابتدا در امامت عامه که بحث از ضرورت وجود و اوصاف امام است و مقام ديگر در امامت خاصه است، يعني بحث در مصاديق امام.ادله، در اين مقام‌ها شامل ادله ي عقلي و نقلي است که ادله ي نقلي خود به دو دسته آيات و روايات تقسيم مي‌شود.در تفسير اين آيات همواره بين مفسرين خاصه و عامه اختلاف نظر وجود داشته است.مباحث تفسيري آيات ارتباط مستقيم با مباحث کلامي و تاريخي دارد بطوري که اين مباحث تاثير فراواني بر نوع نگاه به آيات و تفسير آنها دارد.در ميان آيات قرآن که مسائلي از امامت و ولايت را ثابت مي‌کنند مي‌توان به آيات ابتلاء، مباهله و صادقين اشاره کرد.از ميان تفاسير عامه، تفسير المنار رشيدرضا در بين اهل سنت، جايگاه برجسته اي دارد و با توجه به اهميت مسأله ولايت که از نظر شيعه جزو اصول دين است بايد به شبهات و سوالات در اين موضوع پاسخ داد.از مشخصه‌هاي خاص اين تحقيق نقد و بررسي نظرات صاحب تفسير المنار و جواب به شبهات ايشان در اين سه آيه است.
دوم: پيشينه موضوع
کتب کلامي و تفسيري حول اين سه آيه شريفه با هدف اثبات امامت و فضيلت و عصمت ائمه اطهار بسيار بحث نموده اند.مثل تفسير تبيان شيخ طوسي، نورالثقلينِ عبد على حويزى و تفسير الميزان علامه طباطبايي.ولي با محوريت نقد و بررسي تفسير المنار انجام نگرفته اند.و درمورد سه آيه مورد بحث، تک نگاري با عنوان بررسي نظرات صاحب المنار نيز وجود ندارد.لذا اين تحقيق در نظر دارد حول محور اين سه آيه که از اهميت بالايي در مبحث امامت برخوردارند با رويکرد نقد تفسير المنار بطور خاص بپردازد.
سوم: ضرورت تحقيق
از آنجايي که مسئله ولايت و امامت جزء مسائل کليدي در عقايد شيعه است و شيعيان امامت جزء اصول دين مي‌دانند نه مسئله فقهي و فرعي بررسي آياتي که در اين رابطه هستند و نوع تأويل و تفسير اين آيات اهميت و ضرورت خاصي دارد.
چهارم: اهداف تحقيق
با توجه به هجمه بي سابقه افکار التقاطي و بي اساس وهابيت، هدف از اين تحقيق اثبات لزوم عصمت براي امام و اثبات فضيلت و ولايت بر مردم براي ائمه اطهار توسط آيات ابتلاء، مباهله و صادقين است که در اين پايان نامه ضمن تبيين مفردات و شأن نزول آنها، تفسير علماي شيعه و نيز تفسير صاحب المنار را تبيين و به شبهات مطرح شده از سوي ايشان خواهيم پرداخت.
پنجم: سؤال اصلي
ديدگاه صاحب المنار درباره آيات ابتلاء، مباهله و صادقين و نقد آنها چيست؟
ششم: سؤالات فرعي
1) نظر المنار درباره آيه ابتلاء چيست و چگونه لزوم عصمت براي امام از اين آيه بدست مي‌آيد؟
2) نظر المنار درباره آيه مباهله چيست وچگونه فضيلت ائمه اطهار از اين آيه فهميده مي‌شود؟
3) نظر المنار درباره آيه صادقين چيست و چگونه ولايت و زعامت مسلمين براي ائمه اطهار از اين آيه درک مي‌شود؟
هفتم: فرضيه اصلي
لزوم عصمت براي امام و فضيلت اهل بيت پيامبر اکرم? و زعامت و ولايت امامان شيعه بر مردم بوسيله آيات ابتلاء، مباهله و صادقين اثبات مي‌شود.
هشتم: فرضيه‌هاي فرعي
1) لزوم عصمت براي امام بوسيله آيه ابتلاء اثبات مي‌شود.
2) فضيلت اهل بيت پيامبر اکرم? توسط آيه مباهله اثبات مي‌شود.
3) ولايت و زعامت امامان شيعه بر مردم بوسيله آيه صادقين اثبات مي‌شود.
نهم: معرفي مفسرين المنار
اين تفسير، محصول دو تن از علماي اهل سنت، يعني شيخ محمد عبده و شاگردش محمد رشيدرضا مي باشد که اصل کتاب مربوط به دروس تفسير محمدعبده و به نگارش رشيدرضا است. ولي پس از فوت استاد، رشيدرضا باقي آيات را تا جايي که عمرش کفاف مي دهد ادامه مي دهد.
درباره زندگي شيخ محمد عبده، يا به اصطلاح معروف اهل سنت، امام محمد عبده، آنچه نقل شده اين است که:
“در سال 1266 هـ ق، در يکي از روستاهاي استان بحيره در مصر متولد شد.تا سن ده سالگي در خانة پدري سواد آموخت و سپس نزد يکي از حافظان قرآن رفت و تا دوازه سالگي کل قرآن را حفظ کرد.در سال 1282 به جامع اَزهر وارد شد.پنج سال در آنجا دانش آموخت تا آنکه در ابتداي سال 1287 سيدجمال‌الدين اسدآبادي را ديد و در مصاحبت وي زندگي و افکار و عقايدش زيرورو شد.در سن 25 سالگي، رسالة “الواردات في سرّ التجليات” را در فلسفه و عرفان تحرير کرد که بخشي از دروس مرشد و استادش سيدجمال بود.سيد او را به اصلاح و تغيير فراخواند و در اثر تعليمات او، از سال 1293، شيخ محمد عبده مقاله‌هاي اصلاحي مهمي نگاشت که در جرايد و روزنامه‌هاي آن زمان، از جمله الاهرام در قاهره منتشر شد.”3
يکي از خصوصيات ايشان، محدود نشدن در مسائل علمي و تحقيقي صرف است. يعني آنچه که نام او را در بين مسلمين پر رنگ تر از خيلي از ديگر علما کرده است، اثر گذاري اجتماعي و سياسي ايشان در کنار آثار و فعاليتهاي علمي اوست. بطوري که در مورد ورود ايشان به عرصه فعاليتهاي اجتماعي آمده که:
پس از فارغ‌التحصيل شدن، ‌در سال 1295 به تدريس پرداخت و با تأسيس حزب‌‌الوطني توسط سيدجمال، عضو و مرد شمارة دو آن حزب شد.پيوند او با سيدجمال چنان بود که وقتي پادشاه مصر در سال 1296 حکم به اخراج سيدجمال از مصر داد، شيخ محمد عبده را به تبعيد در روستاي زادگاهش محکوم نمود.اين تحولات و فشارها اما خللي در عزم اصلاح‌گرانة محمد عبده نداشت.او در اطراف قاهره پنهان شد و با منصوب شدن رياض پاشا به عنوان رياست وزراي مصر، عفو شد و حتي مأمور به نوشتن روزنامه “الوقائة المصريه” شد که روزنامة رسمي کشور محسوب مي‌شد.آثار شيخ محمد عبده در تحولات و انقلابات سال 1299 به رهبري عرابي پاشا اثري شگرف داشت.
او در جريان لشکرکشي انگليس به اسکندريه با عرابي پاشا همکاري کرد و پس از شکست قيام، سه ماه به زندان و سپس محکوم به تبعيد از مصر شد.به ناچار عازم بيروت شد و از آنجا با سيدجمال‌الدين در پاريس تماس گرفت.سيد او را دعوت کرد و شيخ محمد به او پيوست.اين دوره، يکي از پربارترين روزگاران حيات او و سيدجمال بود.آنان مجلة “عروة الوثقي” را منتشر کردند که پس از 18 ماه تعطيل شد.شيخ در سال 1303 رسالة استادش سيدجمال را به نام “ردّ بر نيچريه” به عربي ترجمه کرد و در بيروت منتشر نمود و نيز شرحي بر “نهج‌البلاغه” نوشت.پس از مدتي، به مدرسة سلطانيه دعوت شد و به تدريس کلام و علوم ديني پرداخت.مجموعة درس‌نوشت‌هاي او در اين دوره، به صورت دو کتاب “رسالةالتوحيد” و “البصائرالنصيريه” (در منطق) منتشر شد.
شيخ در سال 1306 با التزام به اينکه در امور سياسي مداخله نخواهد کرد، به مصر بازگشت.مدتي به تدريس و قضاوت در محاکم مشغول شد تا آنکه در سال 1309 پس از مرگ شاه توفيق، توانست نظر پسرش شاه عباس را جلب کرده و او را به تهذيب و اصلاح دانشگاه الازهر ترغيب نمايد.با موافقت عباس، شيخ به اثرگذاري گسترده و اصلاح ساختار دانشگاه و محتواي دروس الازهر پرداخت.4
ولي چيزي که وجود او را متمايز از ديگران کرده بود و موجب اثر بخشي هر چه بيشتر فعاليتهاي اجتماعي- سياسي ايشان گرديده بود اين است که، در همين دوران هم دست از فعاليت علمي نکشيد وجلسات تفسير قرآن برگزار کرد بطوري که در چشم مردم، او يک انسان عالم و دانشمند است که مواضع سياسي و مواضع اجتماعي اتخاذ مي نمايد نه يک قدرت طلب که دنبال منافع شخصي خود و گروهش باشد.
تقريرات اين دروس توسط شاگردش، رشيد رضا نوشته مي‌شد و پس از ويرايش و اصلاحِ وي، در مجلة المنار منتشر مي‌‌شد.به همين دليل نيز به “تفسيرالمنار” معروف شد و در 12 جلد تا تفسير جزء دوازدهم قرآن منتشر شد.اين مجله، يعني “المنار”، به وسيلة رشيد رضا پايه‌گذاري شده بود و تا 34 دوره از آن، از 22 شوّال 1315هـ ق به بعد به چاپ رسيد.در همين دورانِ تفسيرگويي، شيخ محمد عبده به منصب مهم مفتي مصر منصوب شد.اما به دليل انحرافات و خطاهاي خديو جديد مصر با او درگير شد. او در همين دوره با برخي علماي سنتي و متجددان مصري نيز درگير بود و او را دلشکسته و دلسرد کرد.سرانجام در سن 57 سالگي، به سال 1323 به مرض سرطان از دنيا رخت بربست.
اما در معرفي مفسرين المنار، شخصي که نام او بيشتر با کتاب قرين شده، مقرر درسهاي محمد عبده، يعني رشيدرضاست که درباره شخصيت او اينگونه نقل شده است که :
محمد رشيد بن علي‌رضا القَلْموني، البغدادي الاصل، الحسيني‌نسب، در سال 1282 هجري قمري در قريه قَلْمُون از منطقة طرابلس شام متولد شد.در سال 1315 به مصر سفر کرد و به جلسات درس حلقة افکار و فعاليت‌هاي استادشيخ محمد عبده پيوست.محمدرشيدرضا بسيار پرکار و مشتاق بود و مجله “المنار” را براي نشر نظرات خود طي سي و چند سال منتشر مي‌کرد.او پس از مطالعات و تأملات بسيار، در مسائل جديد اسلامي و تعامل شريعت و مسائل اجتماعي نوين صاحب نظر و آراي مهمي شد.در سال 1326، پس از اعلام قانون اساسي مشروطه در عثماني، براي فعاليت‌هاي اصلاحي به شام رفت.اما در دمشق برخورد تندي از سوي برخي علماي سنتي با او صورت گرفت و ناچار به مصر بازگشت.
در اين زمان مدرسه “الدعوة و الارشاد” را در آن سامان تأسيس کرد.سپس به هند و عربستان و اروپا سفرهايي کرد وهنگامي که به مصر بازگشت، به مرگي ناگهاني در سال 1354 هـ.ق درگذشت.برخي آثار او بجز سي و چهار دوره سالانه از مجلة المنار و 12 جلد تفسير المنار، عبارت است از تاريخ الاستاذ الامام الشيخ محمد عبده در 3 جلد، نداء للجنس اللطيف، الخلافة، الوهابيون و الحجاز و… مي‌باشد که بارها در سوريه و بيروت و مصر منتشر شده است.5
چنانکه از عناوين آثار رشيد رضا پيداست، او از اصل گراياني بود که به سلفي مشهور‌اند.
استاد مرتضي مطهري در کتاب “نهضت‌هاي اسلامي در صد سالة اخير”، ، در باره تفکر سلفيه نوشته‌اند:
“عامل عمده‌‌اي که سبب شد نهضت اسلامي که از سيد جمال شروع شد، از جلوه و رونق بيفتد، گرايش شديد مدعيان اصلاح بعد از سيدجمال و عبده به سوي وهابي‌گري و گرفتار شدن آنها در دايرة تنگ انديشه‌‌هاي محدود اين مسلک است.اينها اين نهضت را به نوعي “سلفي‌گري” تبديل کردند و پيروي از سنت سلف را تا حد پيروي از ابن تيميه حنبلي تنزل دادند و در حقيقت بازگشت به اسلام نخستين را به صورت بازگشت به حنبلي‌گري که يکي از قشري ترين مذاهب اسلامي است تفسير کردند، روح‌انقلابي مبارزه با استعمار و استبداد، تبديل شد به مبارزه با عقايدي که برخلاف معتقدات حنبليان، مخصوصاً ابن تيميه حنبلي بود…”6
نويسنده کتاب” سيري در انديشه سياسي عرب” معتقد است که رشيدرضا نظرات بديعي نداشته:
“زيرا در نوشته‌هاي او چيزي نمي‌يابيم که پيش از او سيدجمال و عبده نگفته باشند.تنها نکته‌اي که عقايد او را از تجدد خواهان ديگر ممتاز مي‌کند، اصرار اوست بر سر اصلاح خلافت سني و اعاده آن به شکلي که در صدر اسلام معمول بود…”7 رشيد رضا با آنکه دعوي شاگردي مکتب سيدجمال و محمد عبده را داشت، در پاره‌اي از مباحث ديني و اجتماعي از روح کلي آموزشهاي آن دو روبرتافت.يکي از آن مباحث، داوري در باب مذهب شيعه بود… مخالفتي که از خلال نوشته‌هاي او بر ضد شيعيان پيداست گاه از تعصب و گاه‌ناداني حکايت دارد…”8
رشيد رضا با آنکه دعوي شاگردي مکتب سيدجمال و محمد عبده را داشت، در پاره‌اي از مباحث ديني و اجتماعي از روح کلي آموزشهاي آن دو روبرتافت.يکي از آن مباحث، داوري در باب مذهب شيعه بود… مخالفتي که از خلال نوشته‌هاي او بر ضد شيعيان پيداست گاه از تعصب و گاه‌ناداني حکايت دارد.
پس اگر بخواهيم درمورد تفکرات، و نوع نگاه رشيدرضا قضاوتي داشته باشيم بايد بگوييم:
“به هر رو، آنچه مسلم است، رشيدرضا گرايشي افراطي به سلفي‌گري داشته و بر همين مبنا مي‌توان عناد افراطي او با تشيع و علل و مدخل‌هاي طرز فکرش در اين عرصه را رصد کرد.”محمد رشيدرضا، چنانکه پيشتر گفته شد، نويسنده تقريرات تفسيري استادش عبده در جامع‌الازهر بود که با وفات استاد ناتمام ماند، ولي وي به همان سبک و سياق در تکميل آن تفسير کوشيد اما به اتمامش توفيق نيافت.از آثار قرآن‌شناسي او تکميل تفسير مشترکش با استاد که به نام المنار منتشر کرد، الوحي المحمدي، ثبوت النبوه بالقرآن، دعوة شعوب‌المدنيه الي الاسلام، دين الاخوة الانسانيه والسلام است. “9
معرفي تفسيرالمنار (تفسير القرآن العظيم)
آن گونه که آيت الله معرفت در کتاب تفسير و مفسرون درباره اين تفسير نقل مي کند اين است که: تفسيرى جامع است که البته موفق به اتمام او نشده اند. بلکه فقط تا آيه 53 سوره يوسف، تفسير شده است و بيش از 12 جلد نيست.از اول قرآن تا آيه 126 سوره نساء به انشاى شيخ محمد عبده (متوفاى 1323) و املاى سيد رشيد رضا (متوفاى 1354) است و بعد از آن، رشيد رضا به پيروى از سبک شيخ محمد عبده، آن را تا سوره يوسف ادامه داد.
شيخ محمد عبده دروس تفسيرش را در طول 6 سال در الازهر ارائه مى کرد و رشيد رضا آنچه را از او فرا مى گرفت مى نگاشت؛ سپس با مشاوره و گفتگو با استاد، مطالبى بر آن مى افزود و بعد از تصحيح و تهذيب آن توسط استاد، آن را در مجله المنار به چاپ مى رساند.
ايشان در ادامه درباره تفکرات محمد عبده و عقل گرايي او از قول ذهبي نقل مي کند:
“استاد عبده، کسى بود که به تنهايى در بين بزرگان و اساتيد الازهر، آنان را به تجديد و تحول و رهايى از قيد تقليد فرا خواند و عقل و تفکر آزادش را در نوشته‌ها و آثارش به کار گرفت و با افکار خشک گذشتگان همراهى نکرد.او افکار و عقايدى متفاوت با گذشتگان داشت و اين آزادى عقلى و انقلاب عليه گذشته تاءثير زيادى در سبک وى گذاشت چنانکه در تفسير خود نيز به همين شيوه عمل نمود”10.
اين تفسير در تقسيم بندي سبک تفاسير مختلف در ادوار تاريخ، جزء تفاسير ادبي – اجتماعي محسوب مي شود که در ضمن تفسير آيات، توجهي هم به مسائل روز مسلمين و حالات مسلط بر جوامع اسلامي دارد.
محمد عبده در تفسير خويش، يک شيوه و برنامه تربيتى براى امت اسلامى ترسيم مى کند و مسلمين را به مزين شدن به آداب و اخلاق قرآنى، همچون شجاعت، کرامت و حفظ ارزشها، فرا مى خواند و با جمود فکرى فقها و تقليد از آنان و مقدم داشتن مذاهب فکرى آنان بر قرآن و سنت – به عنوان مرجع اول قانونگذارى – مخالفت مى ورزد و مسلمانان را به بکارگيرى عقل و تفکراتشان فرا مى خواند.
توجه داشتن به مشکلات کنونى مسلمانان، بررسى علل عقب ماندگى جامعه اسلامى، امکان ساختن جامعه اى قوى، برانگيختن امت به يک انقلاب قرآنى عليه اوضاع عقب مانده خويش، برخورد درست علمى با زندگى، عنايت کامل به (ضرورت) تاءمين اسباب و علل تمدن اسلامى، برخورد با دشمنان، پاسخگويى به تهاجمات فکرى استعمارگران که بر اعتقادات و تاريخ و تمدن و بزرگان اسلامى شبيخون زده اند – با ادله اى علمى و حقايق تاريخى – و بطلان تفکر آنان از ريشه، از ويژگيهاى اين تفسير است.
استاد معرفت، در کتاب تفيسر و مفسرون مي نويسد: سبک و روش تفسير المنار در اين موارد خلاصه مى شود:
“1.اسلام را دين عقل و قانون و مصدر خير و برکت و اصلاح جامعه دانستن؛
2.اعتقاد به اينکه قرآن تابع عقيده نيست بلکه بايد عقيده را از قرآن گرفت؛
3.اعتقاد به اينکه بين قرآن و حقايق علمى موجود، تعارضى وجود ندارد؛
4.توجه به اين نکته که قرآن مجموعه متشکل و واحدى است؛
5.حفظ و نگهدارى و تاءکيد بر تفسير ماءثور (تفسير نقلى) و پرهيز از داستانهاى اسرائيلى و جعلى؛
6.غفلت نکردن از وقايع تاريخى اى که در فهم معانى قرآن تاءثير دارد؛
7.به کار گرفتن ذوق ادبى در فهم جوانب مختلف آيات؛
8.تفسير کردن قرآن در پرتو حقايق ثابت و قطعى علمى؛
9.پرداختن به مسائل اجتماعى در اخلاق و سلوک؛
10.پرهيز از ورود به مسائل غيبى که از محدوده احساس و ادراک دورند؛
11.گرفتن موضع درست و استوار در برابر سحر ساحران بويژه در مورد تاءثير آن در شخصيت پيامبر? و سلم؛
12.گرفتن موضع درست در برابر روايات بى اساس ولو اينکه در کتب صحاح هم آمده باشند. “11
نقش احاديث در تفسير المنار
از آنجايي که بحث پيرامون آيات ولايت، ارتباط مستقيم و لاينفکي با احاديث و روايات ذيل آنها دارد و بسياري از استدلالها و نزاع هاي بين شيعيان و اهل سنت در مورد اين آيات، مربوط به احاديث مرتبط با آن است، جا دارد که قبل از ورود به بررسي آيات، در تفسير المنار، با نگرش صاحبان کتاب يه روايات آشنا شويم تا در خلال بحث، دچار زياده گويي و تکرار ملالت آور مطالب نشويم.
يکي مشخصه هاي تفاسير قرن چهاردهم، رشد عقل‌گرايي است و ديگري اهميت يافتن شيوه تفسير قرآن به قرآن است.در لذا تفاسير اين قرن به طور طبيعي عرصه را بر تفسير روايي تنگ کردند.12همين ويژگي درباره تفسير المنار نيز صادق است.استفاده کم المنار از روايات موجب شده تا در اين تفسير کمتر شاهد نقادي‌هاي موشکافانه و عالمانه و همچنين تحقيق در فهم معنا و مفهوم احاديث باشيم.
قطعا، آگاهي از ميزان شناخت مؤلفان المنار از روايات، ما را دربررسي روشن تر ملاک هاي نقد و فهم حديث ـ که به وسيله صاحبان کتاب به انجام شده است ـ کمک مي کند..بنابراين، به طور مختصر، به اين موضوع مي‌پردازيم:
آن‌گونه که از تأليفات محمدعبده معلوم مي گردد و با توجه به آنچه از شاگردش (رشيد رضا) نقل شده، وي عنايت و توجه خاصي به علم حديث نداشته است.رشيد رضا در خصوص کمي اطلاع استادش مي‌نويسد: کان ينقصه سعة الاطلاع علي کتب الحديث.13به اين حقيقت، استاد احمد شاکر نيز، آنجا که درباره رشيد رضا بحث مي‌کند، اشاره کرده است: کان (رشيد رضا) متأثراً أشد الأثر بجمال الدين و محمد عبده و هما لا يعرفان في الحديث شيئاً، بل کان هو بعد ذلک أعلم منهما.14به نظر مي‌رسد رشيد رضا، نسبت به عبده، از تسلط بيشتري در حوزه حديث برخوردار باشد؛ اما بررسي المنار نشانگر آن است که او نيز در اين زمينه تسلط و تبحر کاملي ندارد.
البته با نگاهي به تفسير المنار معلوم مي گردد که محمد عبده نسبت به احاديث تفسيري نگاه بدبينانه ي افراطي داشته است و آنها را حجاب قرآن و مانع رسيدن به مقاصد و مفاهيم عالي قرآن مي‌دانسته است. بنابراين، اکثر احاديث تفسيري ـ که در کتاب مورد استدلال قرار گرفته ـ متعلق به رشيد رضاست.زيرا خودش، وقتي ‌که از شيوه تفسيري‌اش در المنار سخن مي‌گويد، مي‌نويسد: “من بعد از وفات استاد، با روش او در تفسير مخالفت کرده و از روايات صحيح مرتبط با آيات بيشتر بهره گرفتم”.15
با اين حال، باز هم مي‌توانيم اظهار کنيم که روايات تفسيري، مخصوصا در شرح و تفسير آيات، کم‌تر مورد توجه رشيد رضا بوده و در اين تفسير قابل ملاحظه اي از روايات در مباحث استطرادي بکار گرفته شده است.علاوه بر آن، او هم مانند محمد عبده، در جا هايي ذکر مي کند که احاديث، مانع از فهم معناي صحيح آيه مي گردد 16و يا حتي در رابطه با آيات الاحکام قائل است که حکم آيات کاملا روشن است و نيازي به مأخذ و منبع ديگري نيست17.
مطلب ديگري که نشان مي‌دهد رشيد رضا اهتمام زيادي نسبت به روايات نداشته، آن است که وي در موارد زيادي، از معيار “نقل به معنا” جهت نقد و رد احاديث استفاده کرده؛18 به گونه‌اي که برخي از نويسندگان او را به استفادة افراطي از اين معيار در ردّ روايات متهم کرده‌اند.19با وجود بدبيني مؤلفان المنار، بويژه عبده، نسبت به روايات تفسيري، تفسير مأثور را يکسره رد و انکار نمي‌کنند.رشيد رضا بر اين باور است که اقوال صحابه و تابعان، براي معناي لغوي کلمات، حجت است.او همچنين روايات مرفوع به پيامبر(را در تفسير معتبر مي‌داند؛‌ اگر چه نقل صحيح را در اين مورد اندک مي‌داند.20وي در برخي موارد از روايات تفسيري نيز بهره گرفته است؛ مثلاً درباره معناي سبع المثاني به حديث استناد کرده و بر صحت آن نيز تأکيد مي‌کند.21با اين حال، همان‌گونه که بيان شد، در مباحث استطرادي بيشتر از اصل تفسير از روايات استفاده کرده است؛ به عنوان نمونه، در خصوص اين‌که آيا بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ جزء سوره فاتحه است يا نه؟ بحث نسبتاً مفصلي مطرح کرده و از روايات زيادي نيز بهره گرفته است.وي در همين موضوع به مقايسه احاديث متعارض پرداخته و با نقد سندي و متني آنها، دسته‌اي را ـ که قايل به جزئيت بسمله شده‌اند ـ پذيرفته است.22وي در خصوص اين احاديث به اختلاف الفاظ حديث از منابع گوناگون نيز اشاره نموده است.23رشيد رضا از منابع شيعي در حديث استفاده نکرده، اما از طرق متعدد روايت براي تقويت آن بهره گرفته 24و به اضطراب متن روايات در خصوص يک موضوع اشاره کرده است.25در مواردي نيز درصدد است تا بين روايات متعارض جمع کند.26در مجموع، مي‌توان بيان کرد، در تفسير المنار، روايات، بوي‍ژه در شرح و تفسير آيات، جايگاه ويژه‌اي ندارد.
و از آنجايي که نزاع اصلي درباره روايات، مربوط به خبرهاي واحد و غير قطعي الصدور است، و علما در حجيت اخبار قطعي السند، چه اخبار متواتر و چه اخبار غير متواتر ـ که همراه با قراين قطعي الصدور از پيامبر(ص)باشند ـ شکي ندارند، اما در خصوص حجيت خبر واحد در ميان آنان اختلاف نظر وجود دارد، نظر صاحب المنار را در اين رابطه اينگونه ذکر مي کنند که:
“رشيد رضا در اين خصوص ديدگاه ويژه‌اي دارد که قابل توجه و بررسي است. او دو شرط براي حجيت خبر واحد قايل شده است: نخست اين‌که ظن حاصل از خبر واحد بايد به مرحلة اطمينان و وثوق برسد و ديگر اين‌که وثوق و اطمينان هر شخص براي خودش اعتبار دارد و کسي حق ندارد بگويد به دليل اين‌که فلان خبر، نزد ديگري اطمينان آور بوده، پس براي من نيز حجت است و به اصطلاح، ظن شخصي در حجيت خبر واحد لازم است، نه ظن نوعي.27در واقع، در ديدگاه مفسر المنار يک خبر هم مي‌تواند حجت باشد و هم حجت نباشد؛ يعني حجيت خبر واحد بستگي به ميزان وسواس و زودباوري افراد و يا روش‌ها و مباني فکري آنان دارد.نتيجة اين ديدگاه، آن است که اگر کسي بر اساس خبر واحد، حکمي از احکام عبادي و يا ديگر وظايف فردي را به دست آورد، پيروي از آن حکم تنها بر خود او واجب خواهد بود و ديگران نمي‌توانند در رد يا قبول آن از وي تقليد کنند.بي‌شک، همين ديدگاه، يکي از عواملي بود که رشيد رضا، به راحتي، بسياري از احاديث را در حوزة اعتقادات و احکام (مانند احاديث ربا) به نقد کشيد و ديدگاه‌هايي مخالف عموم محدثان اهل سنت ارائه کرد.به نظر مي‌رسد که ديدگاه رشيدرضا با سؤالات و مسائل متعددي روبه‌رو باشد که به برخي از آنها اشاره مي‌کنيم: اولاً، مطابق آنچه رشيدرضا مي‌گويد، خواسته يا ناخواسته، سنت را در معرض آراي شخصي قرار مي‌دهد؛ زيرا هرکس ممکن است به دليل پيش فرض‌ها و يا اعتقادات خاص خود به روايتي اعتماد کند.ثانياً، در صورتي‌که نظر رشيدرضا صحيح باشد، ديگر مجالي براي اختلافات مذهبي باقي نمي‌ماند؛ زيرا هرکس مطابق با مذهب خود به روايات مذاهب ديگر بي‌اعتماد خواهد بود.ثالثاً، در هر فن و علمي تنها ديدگاه‌هاي خبرگان و متخصصان، با وجود اختلاف، معتبر است و اين‌گونه نيست که ديدگاه و بيان هر کسي معتبر و داراي ارزش و جايگاه باشد.آنچه بيان شد، مربوط به حجيت خبر واحد در احکام عملي است؛ زيرا در نظر مؤلفان المنار، روايات و اخبار آحاد در مسائل اعتقادي حجت نيست.اين ديدگاه هم در آراي رشيدرضا 28ديده مي‌شود و هم در تفسير جزء عم عبده 29وجود دارد.به نظر نگارنده، بي‌اعتنايي عبده و رشيد رضا نسبت به احاديث آحاد از ديدگاه سيدجمال‌الدين اسد‌آبادي متأثر است.عبدالقادر مغربي، شاگرد سيد جمال، در خصوص مباني استاد خود مي‌نويسد:
تواتر و اجماع و سيرة عملي پيامبر?ـ که به دست ما رسيده ـ تنها سنت صحيح‌اند که در فهم قرآن کاربرد دارند و نه چيز ديگر.30همان‌گونه که پيداست، سيد جمال نيز توجه و اعتنايي به خبر واحد ندارد و حرفي از آن نمي‌زند.”31
شيوه نقد روايات در المنار
در المنار به نقد سندي اهميت داده نشده و در اين تفسير، نقد متني بر نقد سندي ترجيح داده شده است. در جاهاي مختلفي مي بينيم که مؤلف المنار بارها به صحت سند اشاره کرده، اما در عين حال، روايات را اسراييلي خوانده است 32و يا قوت سند را دليل بر پذيرش روايات نمي‌داند.33علاوه بر آن، ضعف سند را نيز دليلي بر ضعف روايت نمي‌داند و در خصوص پاره‌اي از روايات اين‌گونه داوري کرده است: الروايات الضعيفة الأسانيد الصحيحة المتون.34
در مجموع، ديدگاه مؤلفان المنار در خصوص سند روايت با اين بيان آنها آشکار مي‌شود: ما کل ما لم يصح سنده باطل و لا کل ما صح سنده واقع.35 با اين وجود، در المنار داوري درباره اسانيد روايات به چشم مي‌خورد و اين داوري هم درباره سلسله روات سند است36 و هم درباره خود راويان و جرح و تعديل آنها.37 البته در خصوص جرح و تعديل راويان، آراي محمد عبده نمود کمتري داشته و رشيد رضاست که به جرح و تعديل راويان پرداخته است.وي، در بيشتر موارد، از علما و دانشمندان اين فن نقل قول کرده و مکتب خاصي در اين موضوع ندارد.38 بدين ترتيب، رشيد رضا اکثر نقل قول‌هاي خود را، در باب جرح و تعديل، بدون تعليق و يا اظهار نظري خاص رها کرده است؛39 ولي در موارد محدودي نيز ميان آرا و اقوالي که از علماي جرح و تعديل نقل کرده، داوري مي‌کند؛ به عنوان مثال، درباره جرح يا تعديل يحيي بن يمان، بعد از نقل آراي گوناگون، يکي را صواب مي‌داند40 و يا طعن ابن معين را بر توثيق بزار، در خصوص منهال بن خليفه ترجيح مي‌دهد.41 در مواردي نيز رشيد رضا با جمهور علماي اهل سنت مخالفت کرده و قولي را ترجيح مي‌دهد که با نظر آنان هماهنگ نيست.42 از ديگر مطالبي که در بحث سند بايد به آن اشاره شود و از مباحث مهم و قابل توجه المنار به حساب مي‌آيد، ديدگاه رشيد رضا درباره رجال و راويان صحيحين است.شايان ذکر است که جمهور علماي اهل سنت دو کتاب بخاري و مسلم را پذيرفته و براي احاديث اين دو کتاب و راويانش مزيت خاصي نسبت به ساير جوامع حديثي قايل‌اند.شيوه نقل روايات توسط رشيد رضا در المنار نشان از آن دارد که در ديدگاه وي نيز صحيحين از يک مزيت نسبي برخوردارند.43اما با اين وجود، وي برخي از راويان صحيحين را جرح کرده است.
پس در انتها مي توانيم اينطور نتيجه بگيريم که:
?.کمتر استفاده کردن المنار از احاديث موجب شده که در اين تفسير خيلي شاهد نقادي‌هاي عالمانه و همچنين تحقيق در فهم معنا و مفهوم احاديث نباشيم.
?. در توضيح و تفسير آيات، نقش بسزايي براي روايات در نظر گرفته نشده و کم‌تر مورد توجه المنار بوده و حجم قابل توجهي از روايات در مباحث استطرادي به کار گرفته است.
?. صاحب المنار تبحر و تخصص کافي در زمينه حديث شناسي نداشته، و اين از اشتباهات ايشان در زمينه به خوبي فهميده مي شود.
?.بعضي از نظرات صاحب المنار همسو با عقايد شيعيان و مخالف جمهور اهل سنت است؛ همانند عادل نبودن جميع صحابه، حجيت نداشتن مراسيل آنها، صحيح نبودن تمام احاديث صحيحين و…
?.بررسي متن روايات در اين کتاب نسبت به نقد سندي، از طرف مولفان، اهتمام بيشتري دارد.

فصل دوم
بررسي آيه ابتلاء
آيه
وَ إِذ ابْتَلي‏ إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِکلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُک لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيتِي قالَ لا ينالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ.(بقره/124)
ترجمه: (به خاطر آوريد) هنگامي که خداوند، ابراهيم را با وسايل گوناگوني آزمود و او به خوبي از عهده ي اين آزمايش‌ها برآمد.خداوند به او فرمود: من تو را امام و پيشواي مردم قرار دادم! ابراهيم عرض کرد: از دودمان من (نيز اماماني قرار بده)! خداوند فرمود: پيمان من به ستمکاران نمي‏رسد!
اول: تبيين و بررسي ديدگاه صاحب المنار
الف: تبيين نظرات
صاحب المنار ابتدا به خطاب اين آيه با توجه به آيات قبل پرداخته و مي‌گويد که: اين داستان حضرت ابراهيم?را خداوند، اولا و بالذات خطاب به مشرکين عرب بيان نموده، تا آنکه با سلف صالحشان با آنها احتجاج کند.چرا که مشرکان عرب خود را منتسب به ابراهيم? و اسماعيل? مي‌دانستند و بخاطر اينکه کعبه را براي آنها بنا کرده، به آنها افتخار مي‌کردند.
“أَنَّ ذَلِک کانَ يتَضَمَّنُ الِاحْتِجَاجَ عَلَى أَهْلِ الْکتَابِ بِسَلَفِهِمُ الصَّالِحِ، وَهَذَا يتَضَمَّنُ الِاحْتِجَاجَ عَلَى مُشْرِکي قُرَيشٍ وَأَمْثَالِهِمْ بِسَلَفِهِمُ الصَّالِحِ، فَإِنَّهُمْ ينْتَسِبُونَ إِلَى إِسْمَاعِيلَ وَإِبْرَاهِيمَ وَيفْتَخِرُونَ بِأَنَّهُمَا بَنَيا لَهُمُ الْکعْبَةَ مَعْبَدَهُمُ الْأَکبَرَ…”44
در ادامه به بررسي متعلق “إذ” مي‌پردازد و دو قول را در اين باره ذکر مي‌کند:
1. آنچه از سياق آيه بر مي‌آيد اين است که “إذ”، متعلق به “أذکر” مقدر است.
2. إذ، متعلق به جمله”قال إني جاعلک للناس إماما” باشد.
” أَشْهَرُ الْأَقْوَالِ وَأَظْهَرُهَا فِي مُتَعَلِّقِ ” إِذْ ” هُنَا قَوْلَانِ:
(1) أَنَّهُ مُقَدَّرٌ مَعْلُومٌ مِنَ السِّياقِ وَمِنْ أَمْثَالِهِ وَهُوَ ” اذْکرْ ” إِذَا جُعِلَ الْخِطَابُ لِلرَّسُولِ – صَلَّى الله عَلَيهِ وَسَلَّمَ – أَي ” وَاذْکرْ ” لِأَهْلِ الْکتَابِ وَلِقَوْمِک وَغَيرِهِمْ (إِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ)… إِلَخْ، وَإِذَا جُعِلَ الْخِطَابُ لِلْمُکلَّفِينَ (وَاذْکرُوا) وَتَقَدَّمَ نَظِيرُهُ فِي خِطَابِ بَنِي إِسْرَائِيلَ.
(2) أَنَّهُ مُتَعَلِّقٌ بِقَوْلِهِ: (قَالَ إِنِّي جَاعِلُک لِلنَّاسِ إِمَامًا)”45
بعد در تفسير “کلمات” مي‌گويد که: جمع کلمه است که هم قابل اطلاق بر لفظ مفرد است و هم بر جمله (کلام) اطلاق مي‌شود.و مراد از کلمه در اين آيه “امر ونهي”است که بر حضرت ابراهيم? جاري شده است.
“وَالْکلِمَاتُ جَمْعُ کلِمَةٍ وَتُطْلَقُ عَلَى اللَّفْظِ الْمُفْرَدِ وَعَلَى الْجُمَلِ الْمُفِيدَةِ مِنَ الْکلَامِ.وَالْمُرَادُ مِنْهَا هُنَا مَضْمُونُهَا مِنْ أَمْرٍ وَنَهْي…”46
سپس به نقل از استاد خود در درس، مي‌گويد: اينکه بجاي لفظ تکليف در آيه، کلمات آمده براي اين است که بوسيله کلمات، تکليف فهميده مي‌شود.ولي اينکه اين کلمات چه بودند و حضرت ابراهيم? چگونه آنها را تمام کرد را مبهم گذاشته است، چون عرب مراد از اين ابهام گويي را مي‌فهمد و نيازي به ذکر آن نبوده است.
ولي در ادامه مي‌گويد: مفسرين در تفسير “کلمات” نظرات مختلفي داده اند و نتوانستند به مصاديق آن احاطه پيدا کنند.لذا نظرات مختلفي اينجا بيان شده:
1. منظور از کلمات ابرهيم? مناسک حج است.
2. آنها خصال ايمان هستند که از آيات قرآن به دست مي‌آيد.
3. ” کلمات ” اشاره به کواکب، قمر و



قیمت: تومان


پاسخ دهید