دانشکده اقتصاد، مديريت و علوم اداري
پروژه دوره کارشناسي ارشد مديريت MBA-تکنولوژي
عنوان:
بررسي استفاده از تکنولوژي بينايي ماشين در ثبت ورود و خروج کالاها
استاد راهنما:
جناب آقاي دکتر محسن شفيعي نيک آبادي
پژوهشگر:
ميثم عرب آبادي
مهر 1393
کليه حقوق مادي و معنوي مترتب بر نتايج مطالعات، ابتکارات و نوآوري هاي ناشي از تحقيق موضوع اين پايان نامه متعلق به دانشگاه سمنان بوده و انتشار يا استفاده از آن بدون مجوز دانشگاه سمنان پيگرد قانوني دارد
*** تعهد نامه ***
اينجانب ميثم عرب آبادي دانشجوي کارشناسي ارشد رشته مديريت MBA- تکنولوژي دانشگاه سمنان، دانشکده اقتصاد، مديريت و علوم اداري گروه مديريت صنعتي تعهد مي نمايم که محتواي اين پروژه نتيجه تلاش و تحقيقات خود بوده و از هيچ منبعي کپي برداري نشده و به پايان رسانيدن آن نتيجه تلاش و مطالعات مستمر اينجانب و راهنمايي و مشاوره اساتيد محترم بوده است. در صورت اثبات خلاف مندرجات فوق، به تشخيص دانشگاه مطابق با ضوابط و مقررات حاکم (قانون حمايت از حقوق مؤلفان و مصنفان و قانون ترجمه و تکثير کتب و نشريات و آثار صوتي، ضوابط و مقررات آموزشي، پژوهشي و انظباطي …) با اينجانب رفتار خواهد شد و حق هرگونه اعتراض در خصوص احقاق حقوق مکتسب و تشخيص و تعيين تخلف و مجازات را از خويش سلب مي نمايم. در ضمن، مسئوليت هرگونه پاسخگويي به اشخاص اعم از حقيقي و حقوقي و مراجع ذي صلاح (اعم از اداري و قضايي) به عهده اينجانب خواهد بود و دانشگاه هيچگونه مسئوليتي در اين خصوص نخواهد داشت.
امضاء
ميثم عرب آبادي
تاريخ: 07/ 07 /93 13
تقديم به
پدر و مادر عزيزم و همسر گراميم؛
آن‌ها که وجودم برايشان همه رنج و سختي بود و وجودشان برايم همه عمر؛
آن‌ها که فروغ نگاهشان، گرمي کلامشان و روشني رويشان سرمايه‌هاي جاوداني من است
و
برادران عزيزم که يار و ياور من بودند.
سپاسگزار معلمي هستم که انديشيدن را بياموزد ، نه انديشه ها را ؛
با تقدير و تشکر فراوان از:
استاد گراميم جناب آقاي دکتر محسن شفيعي نيک آبادي که با راهنمايي‌هاي ارزنده و دقيق مرا در به ثمر رسيدن اين پژوهش ياري نمودند، سپاسگزاري مي‌کنم.
از استاد محترم جناب آقاي دکتر مرتضي ملکي که زحمت نظارت و داوري پروژه را به عهده گرفتند، تشکر مي نمايم.
چکيده
امروزه اهميت انبارداري و مديريت انبار بر کسي پوشيده نيست و بي دقتي در انبارگرداني يک مسئله عملياتي مهم در زنجيره تامين است (دوهوراتيس و رامان، 2008). بديهي است که در عصر حاضر، که عصر اطلاعات و ارتباطات لقب گرفته استفاده از جديدترين و به روز ترين تکنولوژي ها براي جمع آوري، ثبت و ضبط اطالاعات است که مزيت رقابتي شرکت ها را تامين مي کند. فناوري هايي که از آنان براي شناسايي اشيا، انسان و حيوانات توسط ماشين استفاده مي گردد شناسايي خودکار ناميده مي شوند. هدف اکثر سامانه هاي شناسايي خودکار، افزايش کارآيي، کاهش خطا، ورود اطلاعات و آزادسازي زمان کارکنان براي انجام کارهاي مهمتر نظير سرويس دهي بهتر به مشتريان است. همچنين ضرورت شناسايي خودکار عناصر و جمع آوري داده مرتبط به آنان بدون نياز به دخالت انسان جهت ورود اطلاعات در بسياري از عرصه هاي صنعتي ، علمي ، خدماتي و اجتماعي به شدت احساس مي شود و در پاسخ به اين نياز تاکنون فناوري هاي متعددي طراحي و پياده سازي شده است. کدهاي ميله1 اي و RFID2 نمونه هايي در اين زمينه مي باشند، که هر کدام از اين تکنولوژي ها داراي معايب و مزايايي هستند اما آنچه که در اين پژوهش مورد سوال و بررسي قرار گرفته است اين است که آيا مي توان با استفاده از تکنولوژي بينايي ماشين ورود و خروج کالاها را ثبت و کنترل نمود؟ و اين تکنولوژي را جايگزين فناوري هاي پيشين نمود؟ در اين پژوهش بنا داريم که پاسخ پرسش هاي بالا يافته و از الگوريتم هاي پردازش تصوير موجود در حوزه بينايي ماشين جهت اثبات فرضيات خود استفاده نماييم و در نهايت الگوريتم سيستم خبره انبارداري مبتني بر بينايي ماشين را ارايه دهيم.
واژه‌هاي كليدي: مدل FCIM، بازشناسي اشياء، بينايي ماشين، پردازش تصوير، انبار داري، RFID
فهرست مطالب
فصل اول: کليات پژوهش
1-1( مقدمه2
1-2) بيان مسئله2
1-2-1) بازشناسي اشياء و مبحث انبارداري2
1-2-1-1) بارکد2
1-2-1-2) RFID3
1-2-1-3) بينايي ماشين5
1-2-2) تعريف بازشناسي اشياء6
1-2-2-1)فرآيند طراحي يک سيستم بازشناسي اشياء6
1-2-2-2)مشخصات يک سيستم بازشناسي اشياي کارآمد11
1-3) اهميت و ضرورت پژوهش12
1-5) اهداف پژوهش13
1-6) ساختار فصول پايان نامه13
فصل دوم: مباني نظري و پيشينه پژوهش
2-1) مقدمه15
2-2) فناوري RFID15
2-2-1) (Radio frequency identification) RFID16
2-2-2) مرور ادبيات RFID17
2-2-3) اجزاء سيستم RFID18
2-2-3-1) برچسبهاي RFID18
2-2-4) سيستم RFID چگونه کار ميکند؟20
2-2-5) کاربردهاي RFID:20
2-2-5-1) خرده فروشي:20
2-2-5-2) توليد:21
2-2-5-3) صنعت دارو / مراقبتهاي بهداشتي21
2-2-5-4) ساير کاربردها:22
2-2-6) چالشهاي تکنيکي و استراتژيها:22
2-2-7) هزينه RFID :25
2-2-8) استانداردهاي RFID :26
2-2-9) انتخاب برچسب و قرائتگر:27
2-2-10) مديريت داده ها:28
2-2-11) يکپارچه سازي سيستم:28
2-2-12) امنيت:29
2-3) فناوري بينايي ماشين30
2-3-1)كليات سيستم30
2-3-2) بينايي ماشين(MV)31
2-3-3) کاربردهاي بينايي ماشين31
2-3-4) متدها32
2-3-5) پردازش تصوير و بينايي ماشين32
2-3-5-1) استخراج ويژگي32
2-3-5-2)روشهاي قسمتبندي تصوير35
2-3-6-3) دستهبندي35
2-3-6) روشهاي پردازش تصوير در بينايي ماشين36
2-3-7) خروجي سيستمهاي بينايي ماشين37
2-3-8) مراحل بينايي ماشين38
2-3-9) سرعت واكنش سيستم بينايي ماشين38
2-3-10) مقايسه بينايي انسان و ماشين بينايي39
2-3-11) بينايي و اتوماسيون كارخانه40
2-4) جمع بندي42
فصل سوم: روش‌شناسي پژوهش
3-1) مقدمه43
3-2) کليات سيستم پيشنهادي و الگوريتم مربوطه43
3-2-1) مشخصات سيستم اخذ تصوير43
3-2-2) طراحي سيستم43
3-2-2-1) مرحله شناسايي کالا43
3-2-2-2) مرحله بازشناسي کالا44
3-3) الگوريتم انتخاب ويژگي46
3-4) کلاس بندي تصاوير53
3-5) جمع بندي53
فصل چهارم: تجزيه و تحليل دادهها
4-1) مقدمه55
4-2)آزمايش نرم افزارسيستم55
4-3) شماتيک کلي نرم افزار60
4-4) جمع بندي62
فصل پنجم: بحث و نتيجه گيري
5-1) مقدمه64
5-2) يافته هاي پژوهش64
5-2-1) يافته هاي حاصل از پياده سازي کدهاي بينايي ماشين64
5-2-2)يافتههاي حاصل از مجموعه پژوهش65
5-3) مقايسه نتايج با تحقيقات پيشين67
5-4) پيشنهادهاي کاربردي67
5-5) پيشنهادهايي براي تحقيقات آتي68
5-6) محدوديتهاي پژوهش69
فهرست منابع
منابع فارسي71
منابع انگليسي72
پيوست
کدهاي الگوريتم…………………………………………………………………………………………………………………………… 73
فهرست تصاوير
شکل 1-1 نحوه ارسال پيام از هواپيماي خودي به مرکز3
شکل 1-2 فرآيند آموزش در يک سيستم بازشناسي الگو 8
شکل ‏1-3 فرآيند حاکم بر يک سيستم بازشناسي الگو در حالت کارکرد عادي11
شکل 1-4 اعوجاجات و تغييرات تصاوير اشياء در دنياي واقعي12
شکل 3-1 مراحل اجرايي سيستم خبره45
شکل3-3 مثالي از .50
شکل3-4 ماسک هاي اپراتورهاي سوبل ،پرويت، اسچار51
شکل 4-1 بازيابي تصوير کالاي اول56
شکل 4-2 نمودار بازيابي تصوير کالاي اول57
شکل 4-3 نتايج آزمايش کالاي دوم و نمودار درصد شباهت58
شکل 4-4 نتايج آزمايش کالاي سوم و نمودار درصد شباهت59
شکل 4-5 نتايج آزمايش کالاي چهارم و نمودار درصد شباهت60
شکل 4-5 فلوچارت عملکرد برنامه سيستم61

فصل اول
کليات پژوهش
1-1( مقدمه
سيستمهاي بينايي ماشين امروزه کاربرد گستردهاي در زندگي انسان پيدا کردهاند. به همين دليل توسعهي دانش بينايي ماشين3 که حاصل تلفيق دانشهاي پردازش تصوير، شناسايي آماري الگو و يادگيري ماشين است، مورد توجه محققان بسياري در سراسر جهان قرار گرفته است. يکي از حوزه‌هاي فعال در بينايي ماشين، طراحي سيستمهاي بازشناسي اشياء است. اين سيستمها کاربردهاي متنوعي دارند که از جمله ميتوان به سيستمهاي احراز هويت، بازرسي توليدات صنعتي، کنترل خودکار وسائل نقليه، بازرسي و نظارت زنده در محيطهاي باز، کنترل ترافيک، پردازش اسناد و کنترل رباتها اشاره کرد.
در اين پژوهش ما سعي داريم امکان استفاده از بينايي ماشين به جاي فناوري هاي سنتي شناسايي خودکار اشياء از جمله بارکد و RFID را بررسي نماييم و الگوريتم مربوطه را شبيه سازي و ارايه کنيم. در ابتدا سعي مي کنيم مفاهيم فناوري شناسايي خودکار در انبارداري را تشريح کنيم و سپس مفاهيم مربوط به فناوري شناسايي خودکار اشياء را به صورت مختصر تشريح مينماييم.

1-2) بيان مسئله
مسئله اساسي در اين تحقيق پاسخ به اين پرسش است که آيا مي توانيم از بينايي ماشين براي شناسايي خودکار اشياء استفاده نماييم يا خير؟ در ادامه ابتدا مفاهيم اوليه بينايي ماشين و سپس شناسايي خودکار را براي درک بهتر کليات مسئله بيان خواهيم کرد.
1-2-1) بازشناسي اشياء و مبحث انبارداري
1-2-1-1) بارکد
همانگونه که مستحضريد يکي از کاربردهاي بازشناسي اشياء در بحث انبارداري مي باشد. به عبارتي به جاي استفاده از کاغذ بازي خسته کننده در جمع آوري اطلاعات و پيگيري کالاها، که علاوه بر ايجاد مشکلات و خطاهاي متعاقب براي انباردار، هزينه هاي نفر ساعت و هزينه هاي زمان انجام زيادي را تيز به سازمان تحميل مي کند، به کارگيري بارکد هماهنگ شده در کل زنجيره تامين مي تواند جايگزين مناسبي باشد(هنري،2006). بارکد يک برچسب نشان دهنده کد مشخص است که اين کد توسط بارکدخوان، قابل تشخيص و تعيين است. در کدگذاري اطلاعات در بارکد، دو رويکرد وجود دارد:
اول: استفاده از شکل قديمي بارکد(بارکد خطي) که خطوطي به صورت فشرده و متراکم در کنار هم قرار مي گيرند.
دوم: استفاده از شکل پيکسلي است، که اطلاعات در نقاط تيره و روشن برچسب قرار مي گيرند(بارکد ماتريسي)، که اين روش به دليل توانايي در ذخيره حجم زياد اطلاعات، کاربرد فراواني يافته است.
در رويکرد اول (خطي)، در حاليکه امکان ذخيره تا 2کيلو بايت اطلاعات بر روي برچسب وجود دارد، در رويکرد دوم، محدوديتي براي ذخيره اطلاعات وجود ندارد.(جانسون، 1997)
1-2-1-2) RFID
فناوري RFID فناوري است که براي شناسايي يک شخص، شي يا حيوان با استفاده از ارسال بسامد راديويي جهت تعيين هويت، پيگيري، مرتب کردن و يافتن آن، به کار مي رود. به طور کلي تمام فناوريهايي که توسط امواج راديويي شناسايي فرد يا شيئي را انجام مي دهند، مي تواند جزو فناوريهاي هم خانواده RFID قلمداد کرد. نگاهي گذرا به سير تکاملي توسعه و استفاده از فناوري RFID نشان مي دهد که از دهه 1940 ميلادي که رادار در جنگ جهاني دوم به کار گرفته شد، شش دهه طول کشيد تا اين فناوري به يک بخش از زندگي روزمره بشر تبديل شود (رستمي، عيسايي 1384). اولين استفاده از امواج راديويي در ردياب هاي شناسايي دوست از دشمن بود که توسط بريتانياييها در جنگ جهاني دوم به کار رفت. براي شناسايي هواپيماهاي خودي از دشمن مخصوصا در شب که ديد چشمي نيز محدود است، از اين فناوري استفاده مي شد. هواپيماهاي خودي امواجي براي مرکز شناسايي ارسال مي کردند که اين اطمينان را به مرکز مي داد که هواپيماي دشمن نيستند و به همين دليل پدافند هوايي در مورد آنها متوقف مي شد.
شکل 1-1 نحوه ارسال پيام از هواپيماي خودي به مرکز براي جلوگيري از پدافند هوايي در جنگ جهاني دوم
در سال 1946 لئون تريمن4 يک وسيله جاسوسي براي شوروي سابق براي مخابره صوتي اختراع کرد. اين وسيله امکان مخابره بين دو وسيله راديويي را توسط امواج راديويي برقرار مي ساخت. فرستنده اي، خبري را مخابره مي کرد که خبر توسط امواج راديويي گيرنده اي را که داراي صفحه ديافراگمي بود به لرزه در مي آورد. بدين ترتيب ابزار جاسوسي و شنود تهيه مي شد. اين فناوري را به عنوان پدر فناوري RFID مي دانند (رستمي، عيسايي 1384).
نقطه عطف در پيشينه فناوري RFID مقالهاي به نام ” ارتباطات با استفاده از قدرت بازتاب5 ” بود که هري استوکمن6 آن را در اکتبر1948 منتشر نمود و در آن پيشگويي کرد:
“قبل از حل هر مشکلي در عرصه علم، بايد تحقيقات و توسعه علمي در زمينه ارتباطات از طريق نيروهاي بازتابي متمرکز شود و قبل از هر چيز زمينه هاي مفيد کاربرد آن مورد کاوش قرار گيرد” (لندت، 2005). اين مقاله اهميت کاربرد امواج راديويي را بيشتر از پيش روشن ساخت و پيشرفت در آينده را منوط به استفاده از اين نوع از فناوريها دانست.
در سال 1973 ، تعداد 3,713,148 مجوز کالا در گمرک نيويورک صادر شد که از فناوري RFID استفاده مي کردند. اين مجوزها که از برچسب هايي با حافظه 16 بيتي بهره مي برند به عنوان جد RFID هاي امروزي لقب گرفتند. اين مجوزها تأييديه اي از طرف گمرک براي کالا به شمار مي آمدند که اجازه ورود به کشور و يا خروج از آن را مشخص مي کردند (لندت ، 2005).
نخستين برچسب هاي RFID از نوع فعال در اکتبر همان سال در کتابخانه علمي لوس آلاموس با حافظه 12 بيتي و با بسامد915 مگاهرتز براي سامانه امانت کتاب به کار رفت. بر روي هر کتاب برچسبي نصب شده بود که اطلاعات امانت گيرنده، تاريخ امانت داده شده و نيز مجوز خروج از کتابخانه در حافظه آن درج شده بود (لندت ، 2005).
سيستم‌هاي اطلاعاتي و به خصوص ميان‌افزارها به عنوان فناوري مکمل براي فناوري RFID مطرح شده‌اند. ميان‌افزارها داده‌هاي جمع‌آوري شده توسط تگ‌خوان‌ها را به پايگاه‌هاي داده منتقل مي‌سازند و سيستم‌هاي اطلاعاتي داده‌ها پردازش آنها را ميسر مي‌سازند (مارينوس2003؛ زهير ايراني، او کيفي،2001 ؛ تامپسون2006). اکنون، با کاهش هزينه‌ سخت افزار و به همين ترتيب تگ‌خوان‌ها و تگ‌هاي RFID و توسعه نرم‌افزار استفاده توام از اين دو فناوري در صنايع گوناگوني مانند زنجيره تامين کالاهاي مصرفي ديده مي شود (رينالد،2003؛ ونت، چاترجي، ولف، 2006).
هر دو فناوري بارکد و RFID که زير مجموعه فناوري بازشناسي اشياء به شمار ميروند، تا کنون به صورت گسترده جهت ثبت ورود و خروج کالاها مورد استفاده قرار گرفته اند و مزايا و معايبشان آشکار شده است. اما با گذشت زمان و پيشرفت تکنولوژي فناوري هاي جديد ظهور پيدا مي کنند. بينايي ماشين فناوري جديدي است که به سرعت جايگاه خود را در حوزه هاي مختلف پيدا مي کند.
1-2-1-3) بينايي ماشين
چنانچه بخواهيم تعريفي مختصر از بينايي ماشين داشته باشيم بايد گفت که يك سيستم ماشين بينايي شامل تمام اجزاء لازم به منظور تهيه، تعريف ديجيتالي يك تصوير تغيير واصلاح داده ها وارائه نمايش داده هاي تصويري ديجيتالي به دنياي بيرون مي باشد، چنين سيستمي چنانچه در يك محيط صنعتي بكار گرفته شود، ممكن است به دليل اينكه متصل به ساير تجهيزات خط توليد مي باشد بسيار پيچيده بنظر مي رسد ولي اگر چنانچه با توجه به نقش و وظيفه سيستم بينايي اجزاء اصلي تشكيل دهنده آن بيان شوند، مشخص خواهد شد كه پيچيدگي زيادي در سيستم وجود ندارد اجزاء اصلي سيستم شامل سه قسمت اصلي زير است:
1. قسمت تصوير برداري
2. پردازش
3. نمايش يا وسايل خروجي اطلاعات
که قسمت تصوير برداري عبارتست از اخذ تصاوير از موضوعي که قصد داريم مورد تجزيه وتحليل قرار دهيم و در اين بخش بايستي به مواردي چون وضوح تصوير برداري، نورپردازي و ورود نويز و اعوجاج در تصاوير دقت نماييم.
در قسمت پردازش، متناسب با هدفي که به دنبال آن هستيم از الگوريتم هاي پردازش تصوير براي پردازش تصاوير اخذ شده استفاده مينماييم. در اين بخش بايستي به سراغ حوزه پردازش تصوير رفته و از الگوريتمها موجود در اين بخش استفاده نماييم.
آخرين بخش بينايي ماشين، چگونگي نمايش اطلاعات تحليل شده است، گاهي اين خروجي ميتواند ورودي تصميمگيري براي يک سيستم صنعتي باشد و گاهي نيز مي تواند يک تصميم باشد.
در اين پژوهش تلاش شده است که سه قسمت فوق به صورت مشروح توضيح داده شود تا سيستم خبره انبارداري مبتني بر بينايي ماشين به صورت کامل تشريح گردد. در ادامه مروري اجمالي خواهيم داشت بر بازشناسي اشياء که پايه و اساس اين پژوهش را تشکيل مي دهد.
1-2-2) تعريف بازشناسي اشياء
بازشناسي به معناي “تشخيص تفاوت بين دو چيز” است و بازشناسي اشياء در اصطلاح بينايي ماشين، به معناي توانايي تشخيص يک شي از بين مجموعهاي از اشياء است. به عنوان نمونه، بازشناسي تصاوير چهره شامل توانايي تشخيص هويت يک فرد از روي تصوير چهرهي او با داشتن پايگاه دادهاي از تصاوير افراد مختلف است. چندين دهه است که اين مفهوم به عنوان ابزاري پر کاربرد، مورد توجه محققين قرار گرفته است.
1-2-2-1)فرآيند طراحي يک سيستم بازشناسي اشياء
از آن جايي که هر شي داراي الگوي خاصي است که آن را از ساير اشياء متمايز ميکند، سيستمهاي بازشناسي اشياء زيرشاخهاي از سيستمهاي بازشناسي الگو هستند و از فرآيندهاي حاکم بر اين سيستم‌ها پيروي ميکنند. هر سيستم بازشناسي الگو براي اين که قدرت تمايز بين الگوهاي مختلف را پيدا کند و در اجراي وظيفهي تشخيص و بازشناسي الگوها با موفقيت عمل کند، بايد ابتدا آموزش ببيند. ساختار کلي فرآيند آموزش در يک سيستم بازشناسي الگو در شکل(1-2) نمايش داده شده است. اولين گام در فرآيند آموزش يک سيستم بازشناسي الگو، جمعآوري تعداد مناسبي نمونه از الگوهاي مورد نظر (به طور مثال تصاوير اشياء در يک سيستم بازشناسي اشياء) است. خصوصيات اين نمونهها بايد به گونهاي باشد که اهداف نهايي مورد نظر در سيستم بازشناسي الگو را برآورده کند و حتيالامکان همهي حالتهاي قابل پيشبيني براي الگوها در بين اين نمونهها وجود داشته باشد. اين بخش زمان زيادي از فرايند طراحي سيستم بازشناسي الگو را به خود اختصاص ميدهد و گاهي اوقات با مشکلاتي نيز همراه است.
گام بعدي پس از جمعآوري نمونههاي لازم، استخراج ويژگي7 از نمونهها است. استخراج ويژگي نگاشتي از فضاي الگوها به فضاي ويژگيها است و حاصل آن يک بردار ويژگي عددي براي هر نمونه است. استخراج ويژگي در واقع خصوصيات کيفي الگوها را به ويژگيهاي کمي تبديل ميکند و بردار ويژگي هر نمونه، توصيفي کمي از آن نمونه ارائه ميدهد. اين کار عملا يک فرآيند کدگذاري8 است، چرا که از نظر هندسي هر الگو را مي‌توان به عنوان يک نقطه در فضاي اقليدسي در نظر گرفت. انتخاب نوع ويژگيها نيازمند دانش اوليه در مورد الگوها است. اين انتخاب بايد به گونهاي باشد که ويژگيهاي استخراجشده بين الگوهاي متعلق به يک کلاس حداکثر تشابه و بين الگوهاي متعلق به کلاسهاي متفاوت حداکثر تمايز را به وجود آورند.
پس از استخراج ويژگي بايد روش يادگيري در سيستم بازشناسي الگو تعيين شود تا گامهاي اصلي آموزش سيستم شروع شود. روش يادگيري مي‌تواند از نوع بدون نظارت9 يا بانظارت10 باشد. در يادگيري بدون نظارت، الگوها برچسب کلاسي ندارند و بر اساس شباهتشان در کلاسهاي يکسان قرار مي‌گيرند. در واقع در اين روش، هدف کاربر اين است که تعيين کند آيا گروههايي در مجموعهي داده وجود دارند و اگر وجود دارند، چه مشخصاتي الگوهاي داخل يک گروه را به هم شبيه ميکند و چه مشخصاتي الگوهاي موجود در گروههاي متفاوت را از يکديگر متمايز ميکند.
شکل 1-2 فرآيند آموزش در يک سيستم بازشناسي الگو (2006Kuncheva,)
در يادگيري بانظارت، براي هر الگو در مجموعهي داده، علاوه بر يک بردار ويژگي، يک برچسب کلاس هم وجود دارد. هدف اين است که بر اساس نمونههاي موجود، يک ردهبند11 به گونهاي آموزش داده شود که بتواند نمونه‌هاي جديدي را که تاکنون نديده است با کمترين خطا در کلاس مربوط به خودشان رده‌بندي کند. روش يادگيري با توجه به ماهيت مسأله تعيين ميشود. اگر الگوها برچسب کلاس داشته باشند، از روش يادگيري بانظارت و اگر الگوها برچسب کلاس نداشته باشند از روش يادگيري بدون نظارت استفاده ميشود.
اگر روش يادگيري بانظارت باشد، گام بعدي اجراي فرآيند گزينش ويژگي12 است. ويژگيهايي که در مرحلهي استخراج ويژگي از الگوها استخراج مي‌شوند، داراي کيفيت و اهميت يکساني نيستند و برخي از آن‌ها نسبت به بقيه از اهميت و کيفيت بالاتري برخوردارند. هر چه قدرت يک ويژگي براي جداسازي نمونهها در کلاسهاي مختلف بيشتر باشد، کيفيت بالاتري دارد. در مرحلهي گزينش ويژگي، زيرمجموعهاي از ويژگيها که بيش‌ترين اهميت را در جداسازي کلاسهاي الگو دارند، از بين مجموعهي ويژگيها گزينش ميشوند. با اين کار هم ابعاد بردار ويژگي کاهش مييابد و بار محاسباتي سيستم کمتر ميشود و هم کيفيت توصيف الگوها توسط اين ويژگي‌ها بهتر ميشود. البته اجراي اين مرحله در فرآيند آموزش يک سيستم بازشناسي الگو اختياري است و اگر ويژگيهاي استخراجشده در مرحلهي استخراج ويژگي به حد کافي مطلوب و باکيفيت باشند، نيازي به اجراي اين مرحله نيست.
پس از گزينش ويژگي، بايد مدل ردهبندي انتخاب شود. مدل ردهبندي هر الگوي ناشناخته را بر اساس ويژگيهاي آن به يکي از کلاسهاي شناختهشده نسبت ميدهد. به بيان رياضي، به هر نگاشتي از فضاي n-بعدي ويژگيها به فضاي k-بعدي برچسبهاي کلاس، يک ردهبندي13 گفته مي‌شود. بنابراين يک ردهبند تابعي است مانند D که با رابطهي (1-1) توصيف ميشود:
رابطه 1-1
که در آن مجموعهي برچسب کلاس الگوها است. يک ردهبند، ميزان تعلق بردار ويژگي به هر يک از کلاسهاي الگو را به صورت يک عدد حقيقي بيان ميکند. تاکنون مدلهاي ردهبندي متنوعي براي سيستمهاي بازشناسي الگو پيشنهاد شدهاند که هر کدام کاربرد متفاوتي دارند. از جملهي اين ردهبندها ميتوان به ردهبند بيزين14، ردهبند نزديکترين همسايگي، رده‌بند ماشين بردار پشتيبان(SVM15) و شبکههاي عصبي اشاره کرد.
گام بعدي پس از انتخاب مدل ردهبندي، آموزش ردهبند است. منظور از آموزش ردهبند در واقع تجزيه و تحليل نمونههاي آموزشي16 و استنتاج تابعي از آنها براي تعيين برچسب کلاس نمونههاي جديد است. اين تابع نگاشتي از فضاي ويژگيها به فضاي برچسب کلاسها است.
پس از آموزش ردهبند، نوبت به آزمايش ردهبند و اعتبارسنجي آن ميرسد. در اين مرحله با استفاده از نمونههاي آزمون17، کارايي ردهبند مورد ارزيابي قرار ميگيرد و اگر اهداف مورد نظر طراحي را برآورده نکند، طراح سيستم به يکي از گامهاي قبلي برميگردد و با انجام اصلاحاتي در آن فرآيند آموزش را تکرار ميکند و اين تکرار تا زماني که اهداف طراحي برآورده شود، ادامه مييابد تا دستيابي به سيستمي قابل تعميم به نمونههاي جديد را تضمين کند.
اگر روش يادگيري بدون نظارت باشد،پس از جمع‌آوري دادهها و استخراج ويژگي از آنها، يک روش خوشهبندي18 براي گروهبندي دادهها انتخاب مي‌شود. اگر نتيجهي خوشهبندي قابل قبول نباشد، با تغيير روش خوشه‌بندي يا تغيير پارامترهاي خوشه‌بندي،کار ادامه پيدا مي‌کند تا نتيجه مورد نظر حاصل شود.
پس از اين که سيستم بازشناسي الگو آموزش داده شد، براي کارکرد عادي و اجراي وظيفهي بازشناسي الگوها آماده ميشود. شکل(1-2) فرآيند حاکم بر يک سيستم بازشناسي الگو را در حالت کارکرد عادي و تشخيص الگو در نمونههاي جديد نشان ميدهد. براي هر نمونهي ورودي، ابتدا ويژگيها استخراج ميشود و سپس اين ويژگيها وارد ردهبند آموزشديده در مرحلهي آموزش مي‌شوند تا کلاس الگو در نمونهي ورودي تعيين شود.
شکل ‏01-3 فرآيند حاکم بر يک سيستم بازشناسي الگو در حالت کارکرد عادي
1-2-2-2)مشخصات يک سيستم بازشناسي اشياي کارآمد
اغلب سيستمهاي بازشناسي اشياء براي استفاده در محيطهاي واقعي طراحي ميشوند. تصاوير اشياء در دنياي واقعي و صحنههاي طبيعي با اعوجاجهاي گوناگوني مثل تغيير مقياس، تغيير جهت، تغيير موقعيت، تغيير شدت روشنايي، تغيير زاويهي ديد همراه است(شکل(1-3)). هر چه تغييرناپذيري و مقاومت يک سيستم بازشناسي اشياء در مقابل اين اعوجاجها و تغييرات بيشتر باشد، عملکرد کارآمدتري دارد.
براي ارزيابي کمي عملکرد سيستمهاي بازشناسي اشياء در شناسايي و تفکيک اشياء از يکديگر از معيار نرخ بازشناسي19 استفاده ميشود. نرخ بازشناسي در واقع نسبت تعداد تشخيصهاي درست به تعداد کل تشخيصها است و با رابطهي(1-2) تعيين ميشود:
که در آن نرخ بازشناسي، تعداد تشخيصهاي موفقيتآميز و تعداد کل تشخيصها است. تصاوير آزموني که براي ارزيابي عملکرد يک سيستم بازشناسي مورد استفاده قرار ميگيرد، بايد حتي‌الامکان به خصوصيات تصاوير اشياء در صحنههاي طبيعي نزديک باشد و داراي اعوجاجات و تغييرات متنوعي در مقياس، جهت، موقعيت، شدت روشنايي و زاويهي ديد باشد. هر چه شرايط دنياي واقعي در تصاوير آزمون بيشتر وجود داشته باشد، نتايج ارزيابي معتبرتر است و بيشتر ميتوان آن را به دنياي واقعي تعميم داد.
براي مقايسهي عملکرد سيستمهاي بازشناسي اشياء علاوه بر نرخ بازشناسي ميتوان از معيار بار محاسباتي هم استفاده کرد. هر چه بار محاسباتي يک سيستم بازشناسي کمتر باشد، عملکرد بهتري دارد و زمان لازم براي بازشناسي در آن کمتر ميشود.

شکل 1-4 اعوجاجات و تغييرات تصاوير اشياء در دنياي واقعي
در بخش هاي قبل با مفاهيم اوليه و اساسي مبحث شناسايي خودکار در انبارداري و همچنين بازشناسي اشياء آشنا شديم. اما آنچه که در اين پژوهش به دنبال آنيم، طراحي يک سيستم بازشناسي اشياء با استفاده از فناوري بينايي ماشين در حوزه انبار داري است. بر اين اساس قصد داريم با استفاده از مفاهيم بازشناسي اشياء يک سيستم کارآمد با استفاده از الگوريتم هاي پردازش تصوير ارايه دهيم. در ادامه اهداف اين پژوهش را بيشتر نمايان خواهيم ساخت.
1-3) اهميت و ضرورت پژوهش
امروزه اهميت انبارداري و مديريت انبار بر کسي پوشيده نيست و بي دقتي در انبارگرداني يک مسئله عملياتي مهم در زنجيره تامين است (دوهوراتيس و رامان، 2008). بديهي است که در عصر حاضر، که عصر اطلاعات و ارتباطات لقب گرفته استفاده از جديدترين و به روز ترين تکنولوژي ها براي جمع آوري، ثبت و ضبط اطالاعات است که مزيت رقابتي شرکت ها را تامين مي کند. فناوريهايي که از آنان براي شناسايي اشيا، انسان و حيوانات توسط ماشين استفاده مي گردد شناسايي خودکار ناميده مي شوند. هدف اکثر سامانه هاي شناسايي خودکار، افزايش کارآيي، کاهش خطا، ورود اطلاعات و آزادسازي زمان کارکنان براي انجام کارهاي مهمتر نظير سرويس دهي بهتر به مشتريان است. همچنين ضرورت شناسايي خودکار عناصر و جمع آوري داده مرتبط به آنان بدون نياز به دخالت انسان جهت ورود اطلاعات در بسياري از عرصه هاي صنعتي ، علمي ، خدماتي و اجتماعي به شدت احساس مي شود و در پاسخ به اين نياز تاکنون فناوري هاي متعددي طراحي و پياده سازي شده است. کدهاي ميله20 اي و RFID21 نمونه هايي در اين زمينه مي باشند. که هر کدام از اين تکنولوژي ها داراي معايب و مزايايي هستند اما آنچه که در اين پژوهش مورد سوال قرار گرفته است اين است که آيا مي توان با استفاده از تکنولوژي بينايي ماشين ورود و خروج کالاها را ثبت و کنترل نمود؟ و اين تکنولوژي را جايگزين فناوري هاي پيشين نمود؟
1-5) اهداف پژوهش
1. بررسي تکنولوژي بينايي ماشين و پتانسيل هاي بالقوه موجود در حوزه اين تکنولوژي براي ثبت ورود و خروج کالاها.
2. يافتن الگوريتمي مناسب براي محقق ساختن ايده استفاده از بينايي ماشين
3. يافتن مکان هايي که در آن ها مي توان از تکنولوژي پردازش براي ثبت ورود و خروج کالاها استفاده نمود.
1-6) ساختار فصول پايان نامه
فصل اول شامل کليات پژوهش است که در آن به مقدمه، بيان مسئله، اهميت و ضرورت موضوع، اهداف، سؤالات و … مي‌پردازد. در فصل دوم مباني نظري پژوهش شامل مفاهيم بارکد، RFID و همچنين بينايي ماشين تشريح خواهد شد. در اين فصل سعي شده انواع مدل ها و الگوريتم هاي موجود در بينايي ماشين تشريح شود. در ادامه در فصل سوم تلاش ميشود الگوريتم مورد استفاده در اين پژوهش تشريح گردد و اين فصل مقدمهاي است بر نتايج تشريح شده در فصل بعد. در فصل چهارم اين پژوهش به تجزيه و تحليل داده‌ها که توسط الگوريتم ارايه شده در فصل سوم استخراج شده است، پرداخته مي‌شود و نتايج و يافته هاي اين الگوريتم ارايه ميگردد. در نهايت فصل پنجم و آخرين فصل اين پژوهش شامل بحث و نتيجه‌گيري و ارائه پيشنهادات بر اساس يافته‌هاي پژوهش خواهد بود.
فصل دوم
مباني نظري
و
پيشينه پژوهش
2-1) مقدمه
در اين فصل ما ابتدا فناوري RFID را به صورت کامل شرج مي دهيم تا با تمامي ويژگي هاي اين فناوري و کاربردهاي آن آشنا شويم تا بتوانيم ديد بهتري نسبت به فناوري هاي پيشين حوزه شناسايي خودکار پيدا کنيم. سپس پيشنه پژوهش بينايي ماشين و کاربردهاي اين فناوري جديد را شرح مي دهيم. در مبحث بينايي ماشين تلاش مي شود تا با انواع الگوريتم هاي موجود در اين حوزه آشنا شويم و سپس در فصل آتي به بررسي يکي از الگوريتم هاي موجود در اين حوزه مي پردازيم تا به کمک آن بتوانيم اهداف حاصل از اين پژوهش را محقق کنيم.
2-2) فناوري RFID
امروزه تکنولوژي RFID در حوزه هاي علمي و عملي به عنوان روشي براي تهيه اطلاعات دقيق و به موقع، بدون دخالت انسان مورد توجه قرار گرفته است.
تکنولوژي RFID با توجه به بهبود سرعت ، دقت، کارايي و امنيت انتقال داده ها نقش وسيعي در مديريت زنجيره تامين پيدا کرده است (جونز22، 2004). با استفاده از توانمندي RFID مي توان هزينه موجودي، حمل و نقل و توزيع را کاهش داد و از طريق کاهش درخواستهايي که با کمبود مواجه مي شوند فروش را افزايش داد (کانن23، 2003). از طرفي با ايجاد يک سيستم موجودي کارا و کاهش موجودي ذخيره اطمينان مي توان جريان نقدينگي را بهبود بخشيد.
تکنولوژي RFID مي تواند براي رديابي کتابهاي کتابخانه ها و يا رديابي ساير مستندات و نيز دارو ها (کالين24، 2004) و رديابي و مديريت تجهيزات بيمارستاني (مک گي25، 2004) مورد استفاده قرار گيرد.
در واقع به خاطر اين گونه مزايا سوپر مارکتهاي زنجيره اي مانند Wal-Mart و سازمان دفاع امريکا از مهمترين حاميان اجراي RFID بوده اند.
از ژوئن 2003 تا ژانويه 2005، 100 شرکت تامين کننده برتر Wal-Mart فرصت داشته اند که جعبه ها و پالتهاي ارسالي خود به مراکز توزيع Wal-Mart را به برچسب هاي RFID مجهز کنند. اين تعداد تا ژانويه 2006 بايد به 300 شرکت مي رسيده و ساير تامين کنندگان تا پايان سال 2006 فرصت دارند تا اين کار را انجام دهند. (ا کانر26، 2005) از ديگر سازمانهاي خرده فروشي حامي اجراي RFID مي توان به موارد Woolworth’s, Prada, Benetton, Marks & Spence اشاره کرد(والدينگ و دلگادو27، 2004). سازمان دفاع امريکا از 43000 تامين کننده خود خواست تا از برچسبهاي RFID بر روي جعبه ها و پالتها و حتي هر محصول ارسالي به اين سازمان تا اول ژانويه 2005 استفاده کنند (کالين28، 2004)
همچنين سازمان غذا و دارو امريکاFDA براي جلوگيري از ارائه داروهاي تقلبي در زنجيره تامين دارو از سازمانهايي که در اين صنعت کار ميکنند خواسته است که تا سال 2007 پالتها و جعبه هاي خود را به برچسب هاي RFID مجهز کنند (لي29، 2006) ولي در هر يک از اين موارد در حين پياده سازي پروژه هاي RFID مشکلاتي نيز به وجود آمده است که در ادامه بررسي چالشهاي مربوط به اجراي RFID و راه حل هاي ارائه شده اين چالشها مي باشد. که مي تواند به عنوان راهنماي مناسبي براي به کارگيري RFID در صنايع مختلف به کار رود.

2-2-1) (Radio frequency identification) RFID
اساس تکنولوژي RFID به مطالعات آزمايشگاهي در دهه 1940 بر ميگردد و به صورت تجاري در دهه 1980 در صنعت حمل و نقل ريلي مورد استفاده قرار گرفت. از برچسبهاي RFID فعال30 باطري دار که به صورت منحصر به فرد طراحي شده بود براي رديابي و مديريت واگنها و کانتينرها استفاده مي شد. (دينينگ31، 2003) توسعه RFID و کاربردهاي متنوع آن در حوزه هاي مختلف کسب و کار به خاطر کاهش هزينه هاي توليد تکنولوژي RFID و توليد برچسب هاي بدون باطري غيرفعال32 بود که مي توانست به جاي بارکدها به عنوان وسيله اي براي جمع آوري اطلاعات مورد استفاده قرار گيرد. بارکدها امروزه نيز داراي کاربرد وسيعي مي باشند ولي به خاطر اينکه براي تمام اقلام موجود در واحد نگهداري کالا 1 بارکد مشترک است بنابراين رديابي هر يک از کالاها که بايد فراخواني شود دشوار است در عوضRFID مي تواند براي شناسايي کالاها حتي در سطح واحد کالا نيز مورد استفاده قرارگيرد.همچنين براي شناسايي و خواندن اطلاعات برچسب هايRFID مانند بارکدها نيازي به وجود اسکنر و ديد مستقيم وجود ندارد و مي توان با آزادي عمل بيشتري با اين برچسب ها کارکرد. همچنين مي توان به صورت همزمان اطلاعات چندين برچسب را دريافت کرد و حتي به راحتي اين برچسب ها را برنامه ريزي کرد زيرا برچسبها مي توانند بيش از 64 بيت اطلاعات را در خود حفظ کنند که اين مقدار در تکنولوژي بارکد فقط 19 بيت مي باشد. اين توانايي به برچسبهاي RFID اين امکان را ميدهد که اطلاعات بيشتري ازقبيل فاصله، شرايط محيطي، تاريخ انقضاء و … را در خود ذخيره نمايند. (لي33، 2006)

2-2-2) مرور ادبيات RFID
(جونز34، 2004) به بررسي فرصتها و چالشهاي پيش روي اجراي تکنولوژي RFID براي صنعت خردهفروشي در انگلستان پرداخته است.
(ساماروس35، 2000) به بررسي استفاده از RFID براي جمع آوري اطلاعات مشتري و ارائه مدل جديدي براي خواروبار فروشي الکترونيکي و ارائه سرويس به مشتريان پرداخته است.
(برور36، 1999) RFID را به عنوان روشي براي رديابي هوشمند در توليد و پشتيباني از برنامههاي لجستيکي و اجراي اين برنامهها معرفي کرده است.
(جانسون37، 1999) به استفاده از RFID براي کنترل کانتينرها و مديريت آنها پرداخته است(کانن، 2004) در مورد پتانسيل RFID در افزايش کارايي زنجيره تامين شرکت خرده فروشي Sainsbury در انگلستان براي کالاهايي که داراي عمر مصرف کوتاهي هستند پرداخته است. (لپيد38، 2004) در مطالعات خود به مزاياي RFID در دقت پيش بينيها پرداخته است. (جينز39، 2004) چالشهاي تکنولوژيکي و رفتاري مربوط به پيگيري بيماران به وسيله RFID را در واحد رواني بيمارستان Elvis Presley واقع در Memphis بررسي کرده است. (سريواستا40، 2004) مزاياي مربوط به يکپارچه سازي در زنجيره تامين به وسيله RFID را بيان کرده است.(لي41، 2004) با مرور ادبيات مربوطه به بيان مزيتهاي استفاده از RFID در يکپارچه سازي زنجيره تامين ميپردازد. (انگلس42، 2005) راهنمايي براي پيادهسازي تکنولوژي RFID در زنجيره تامين براي مديران تهيه کرده است.

2-2-3) اجزاء سيستم RFID
تمام سيستمهاي RFID از سه جزء تشکيل شدهاند.
1- برچسبها يا فرستندههاي RFID که بر روي شئي مورد نظر که بايد شناسايي شود متصل مي شود و وظيفه نگهداري اطلاعات در سيستم RFID را بر عهده دارد.
2- خواننده يا دستگاه گيرنده RFID که توانايي خواندن و ثبت اطلاعات بر روي فرستندهها را دارد.
3- پايگاه داده پشتيبان که دادههاي خوانده شده در آن نگهداري ميشود.
(جونز43، 2004)
2-2-3-1) برچسبهاي RFID
برچسبهاي RFID ميتوانند فعال، غيرفعال و يا نيمه فعال باشند. برچسبهاي فعال داراي باطري بوده و با انرژي اين باطري برچسب تا شعاع حداکثر 100 فوتي مي تواند سيگنال ارسال کند.
برچسبهاي غيرفعال باطري نداشته و توليد آنها نيز ارزانتر است اين برچسبها هنگامي که در محدوده امواج الکترومغناطيس که توسط خواننده ارسال ميشود قرار ميگيرند قابل شناسايي ميباشند.(دينينگ44، 2004)
دسته سوم برچسبها، برچسبهاي نيمه فعال ميباشند که هم داراي باطري داخلي بوده و هم توسط امواج الکترومغناطيسي که توسط خواننده ارسال ميشود قابل شناسايي مي باشند(انگلس45، 2005). اين برچسبها ميتوانند در مونيتورنگ شرايط محيطي مانند مقدار رطوبت فضاي يک کانتينر و يا دماي يک غذاي يخ زده مورد استفاده قرار گيرد.
از نگاه ديگر برچسبها مي توانند داراي تراشه باشند و يا بدون تراشه طراحي شوند.
برچسبهاي بدون تراشه در کاربردهاي جلوگيري از سرقت و جعل کاربرد دارند.
تراشه برچسبهاي تراشه دار شامل بخشي براي ذخيره اطلاعات و يک عنصر پيوسته نظير انتن حلقوي است که براي برقراري ارتباط از طريق فرکانسهاي راديويي مورد استفاده قرار مي گيرد.
سه نوع برچسب تراشه دار وجود دارد
1- تنها خواندني
2- يک بار نوشتن / بارها خواندن
3- خواندني / نوشتني
دادهها در برچسبهاي خواندني قابل تغيير نيستند مگر اينکه برچسب دوباره برنامهريزي شود و اکثرا اين نوع برچسبها براي رديابي داراييهايي که در تمام طول دوره عمر خود يک شماره شناسايي دارند مورد استفاده قرار ميگيرد. در حالي که در برچسبهاي خواندني / نوشتني مي توان دادههاي ذخيره شده در برچسب را تغيير داده و بنابراين به عنوان وسيله مناسبي در رديابي عناصر موجود در زنجيره تامين ميتواند مورد استفاده قرار گيرد.
(وايلدينگ46، 2004)
در ادامه بنا به دلايل زير ما بر روي برچسبهاي غيرفعال تراشه دار خواندني / نوشتني تمرکز ميکنيم.
1- برچسبهاي غيرفعال به مراتب ارزانتر از برچسبهاي فعال بوده و ميتوان از لحاظ هزينه به شکل موثرتري از آنها در رديابي پالتها، جعبهها و عناصر استفاده کرد.
2- تکنولوژي برچسبهاي غير فعال در عمل امروزه با اقبال بيشتري روبرو شده است.
3- برچسبهاي خواندني / نوشتني ميتوانند يک تاريخچه از زمان وجود يک عنصر در هر مرحله از زنجيره تامين تهيه کنند.
چيپها و کد برچسبهاي RFID در فرمتهاي مختلفي تهيه ميشوند. يکي از اين فرمتها که مورد حمايت جدي صنعت خرده فروشي قرار گرفته است. “کد محصول الکترونيکي47” مي باشد.
EPC48 از يک طرح 96 بيتي که مورد حمايت EPC جهاني ( مرکز Auto-ID سابق) مي باشد استفاده ميکند. اين 96 بيت به صورت زير تخصيص مييابد:
8 بيت به عنوان عنوان49 براي شناسايي شماره نسخه EPC
28 بيت براي شناسايي توليد کننده (مديريتEPC)
24 بيت براي شناسايي 50SKU (واحد نگهداري کالا)
36 بيت براي شناسايي واحد محصول به صورت يکتا (شماره سريال)
فرمت 96 بيتي EPC براي شناسايي 268 ميليون توليد کننده ، بيش از 16 ميليون SKU براي هر توليد کننده و حدود 69 بيليون واحد محصول در هر SKU ميتواند مورد استفاده قرار گيرد. (بروک51، 2001)
EPC جهاني يک استاندارد براي فرکانس 13.56 MHz (کلاس 1) و دو استاندارد براي فرکانسهاي بالا (UHF) (کلاس صفر و يک) ارائه داد که در دسامبر 2004 يک استاندارد جديد (نسل2) جايگزين کلاس صفر و يک شد. پروتوکلهاي استاندارد نسل 2 باعث راحتتر شدن برنامهريزي برچسبها و اجازه حفظ دادههاي بيشتر در برچسبها ميشد.
(ساليوان52، 2004)

2-2-4) سيستم RFID چگونه کار ميکند؟
ابتدا يک نشانگر يکتا مانند EPC در ميکرو چيپ موجود در برچسب قرار داده ميشود. البته ميکرو چيپ ميتواند کاربردهاي ديگري مانند رمزنگاري، کنترل دسترسي، يکپارچه سازي حسگرها و نگهداري دادههاي خواندني / نوشتني نيز داشته باشد.
برچسب بر روي آيتم مورد نظر، جعبه و يا پالت آن قرار ميگيرد و هنگامي که شيء مورد نظر در فضاي تحت پوشش قرائتگر53 حرکت ميکند امواج الکترومغناطيسي که از قرائتگر ساطع ميشود توسط آنتن موجود در برچسب دريافت ميشود. برچسب انرژي موجود در امواج الکترومغناطيس را گرفته و از آن براي راه اندازي مدارات ميکرو چيپ استفاده ميکند سپس امواج دريافتي را مطابق کد شناسه خود و يا کدي که با آن برنامه ريزي شده است، تغيير داده و سيگنال فرکانس راديويي را منعکس و يا انتقال ميدهد. در بازگشت سيگنال تغيير يافته توسط قرائتگر دريافت ميشود و مطابق



قیمت: تومان


پاسخ دهید